السيد محمد محسن الطهراني

24

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى)

ذكر و ورد خود مشغول مگردان و همانطور كه سابقاً با مالك بن انس حشر و نشر داشتى ، اكنون نيز پيش او برو و از او مسائلت را پرسش نما . » در اين عبارت ، چه در كلام عنوان و چه در فرمايش حضرت صادق عليه‌السّلام نكاتى قابل بحث و دقّت است كه اهمّ آنها اينست كه : علّت رجوع عنوان از مالك به امام صادق عليه السّلام پيوستن به كانون علم و حيات است عنوان سالها از مالك بن انس اخذ علم مىنمود امّا هيچگاه اين مسأله او را اشباع نكرد ، و كثرت رواياتى كه مالك براى او از رسول خدا صلّى الله عليه وآله و سلّم نقل كرد او را سيراب ننمود ؛ و همچنان خلأ وجودى احساس و نقصان در ضمير او را در دغدغهء رجوع به اعلم و ابصر و اعرف به مسائل و قضايا قرار مىداده است . و اين نكته بسيار حائز اهميّت است ؛ زيرا رواياتى كه مالك در طول اين مدّت نقل مىكرد تمامى از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم بود ، يا حدّ اقلّ بخش مهمّى از آن منتسب به آن حضرت بود ، پس چرا عنوان با وجود اين قضيّه باز احساس نياز نسبت به امام عليه‌السّلام مىنمايد و علومى كه از مالك اخذ كرده است او را كفايت نمىنمايد ؟ دليل اين مسأله واضح است ؛ زيرا علومى كه عنوان به دنبال آن بود با علوم متعارف روز متفاوت است . در علوم متعارف ، مقصد و غايت از علم و دانش ، اكتناس و اقتباس و حفظ يكسرى مطالب و اندوختن آنها در جايگاه خاصّ به خود است . مثلًا كسى كه به دنبال تحصيل بلاغت و حفظ نكات ادبى و فراگيرىآن است ، با مطالعه و خواندن قوانين ادبى و اشعار بليغ و مقالات معروف و تحصيل ساليانى چند به نقطهء مطلوب و دلخواه خود خواهد رسيد . و يا كسى كه در رشته‌اى از رشته‌هاى طب وارد مىشود ، پس از گذراندن ساليانى تعلّم و تجربه ، خود را در آن قسمت مستغنى و اهل نظر و متخصّص خواهد يافت . و همينطور پرداختن به علوم متعارف و متداول از فقه و اصول و تفسير و غيره در طىّ ساليان متمادى مىتواند فردى را در اين رشته‌ها متخصّص و صاحب