السيد محمد محسن الطهراني
97
طهارت انسان (فارسى)
عدم نجاست بر اين معنى دلالت دارد ؛ مضافاً به قرينهء وحدت سياق ، زيرا بالإجماع سؤر ولد الزّنا نجس نمىباشد ، و حمل لفظ كَرِهَ بر دو مصداق نجسالعين و طاهرالعين بسيار مستبعَد است ؛ بلكه از امام عليه السّلام پذيرفته نمىشود ؛ زيرا اگر مقصود از كراهت نفس ، مكروه بودن تناول بواسطهء كدورت طعام باشد بسيارى از اصناف ديگر نيز مشمول اين قاعده خواهند شد ، مانند سؤر حائض و غيره . فلذا اختصاص اهل كتاب و مشرك به نجاست و وجوب اجتناب ، و ولد الزّنا به طهارت و استحسان اجتناب از طريق محاوره به دور مىباشد . آنچه از مجموع اين روايات كه بايد آن را در حدّ تواتر به حساب آورد استفاده مىشود ، حكم قطعى به طهارت ذاتى اهل كتاب است ؛ زيرا در بعضى از آنان تصريح به طهارت شده است ، مانند روايت اوّل و نهم و دوازدهم و هفدهم و بيستم و بيست و يكم و بيست و دوّم ؛ و بقيهء روايات نيز داراى ظهور تامّ و غير قابل ترديد در طهارت آنان مىباشد . و لهذا با توجّه به مطلب مذكور مرحوم شيخ انصارى - رحمة الله عليه - حكم به طهارت اهل كتاب را طبق روايات وارده متعيّن مىداند لَولا مسألهء اجماع مدّعا و حكم اصحاب به نجاست آنان ! و اين بسيار عجيب و غريب مىنمايد چنانچه بعداً ذكر خواهد شد . و امّا دسته دوّم : رواياتى است كه در آنها نهى از تماس و ارتباط با اهل كتاب شده است ، ولى با أدنى تأمّلى غرض و حكمت نهى در