السيد محمد محسن الطهراني
54
طهارت انسان (فارسى)
مخلوقى را نجستر از سگ نيافريد و بدرستيكه شخص ناصبى از سگ هم نجستر است . » با توجّه به اين دو روايت و نظائر آنها روشن مىشود كه مقصود از نجاست و يا طهارت در روايت سابق معناى اصطلاحى و فقهى آن نيست ؛ زيرا لفظ طهارت در روايت سابق در مورد ولد زنا به كار گرفته شده است درحاليكه به اجماع و ضرورت دين اولاد زنا پاك هستند و نجاستى عرضى مترتّب بر آنان نيست ، بلكه مقصود از اين لفظ عبارت از يك نوع كدورت و گرفتگى باطنى و معنوى است كه بر توالد و تناسل من غير طريق شرعى مترتّب است و اين اشكالى ندارد . در اين روايت دوّم نيز امام عليه السّلام راوى را از غسل در آب حمّامى كه يهود و نصارى و غيره خود را در آن مىشويند نهىمىكنند ، درحاليكه بعداً خواهد آمد كه قطعاً اين جماعت محكوم به طهارت ذاتى بوده و اگر شكى در مورد بعضى باشد آن در مورد مشركين است نه در مورد آنها . حقيقت نجاست باطنى مقول به تشكيك است نه نجاست ظاهرى نكته قابل توجّه در اين روايت اينست كه : امام عليه السّلام ناصبى را نجستر از سگ مىداند درحاليكه نجاست مقول به تشكيك نيست ، و احكام مترتبهء بر آن و بر ازالهء آن به نجاست مادّه ارتباطى ندارد بلكه به خصوصيّت نفس مادّه مربوط مىشود . مثلًا در مورد سگ اوّل بايد با خاك آن را پاك نمود سپس با آب تطهير نمود ، يا در مورد بول با آب ازاله مىشود ، و يا در مورد غائط با خِرْقه و يا سنگ و يا چيز ديگر رفع نجاست مىشود . در تمامى اين موارد طرق مختلف ازاله به اصل نجاست مربوط نيست بلكه به نفس مادّهء نجس