السيد محمد محسن الطهراني

158

طهارت انسان (فارسى)

عليه السّلام در مورد سؤر نقل مىكند : عَنْ أَبِىعَبْدِاللَهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ : أَنَّهُ كَرِهَ سُؤْرَ وَلَدِ الزِّنَا ، وَ سُؤْرَ الْيَهُودِىِّ وَ النَّصْرَانِىِّ وَ الْمُشْرِكِ وَ كُلِّ مَا خَالَفَ الْإِسْلَامَ وَ كَانَ أَشَدُّ ذَلِكَ عِنْدَهُ سُؤْرَ النَّاصِبِ .

--> [ 1 ] در اين روايت لفظ كراهت محمول بر جواز است مضافاً به قرينهء سؤر يهودى و نصرانى و ولد زنا كه قطعاً نجس نمىباشد ، و با توجّه به وحدت سياق مشرك نيز محكوم به طهارت خواهد بود . با توجّه به مطالب مذكوره و آنچه قبلًا در مورد ورود مشركين در مسجدالنّبىّ و كذلك در مسجدالحرام ذكر شد روشن مىگردد : در شرع مقدّس اسلام حكم شارع بر طهارت ذاتى مشركان بوده است ولى آيه در مقام اثبات قذارت باطنى آنها مردم را از ورود آنان به مسجدالحرام برحذر مىدارد . و اين معنى أنسب است به اينكه بگوئيم مقصود از نجاست قذارت ظاهرى و نجاست اصطلاحى آنان است ، زيرا ادخال شئ نجس در مسجدالحرام در صورتى كه موجب تنجيس آن نگردد موجب هتك حرمت آن نيز نخواهد شد . و از طرفى بسيار محتمل است كه آيه شريفه در مقام بيان يك حكم سياسى منطبق با شرائط و ظروف آن زمان باشد ؛ زيرا آنان با ورود به مسجدالحرام و إتيان به عبادات خاصّه خود ، از طرفى موجب هتك [ 1 ] - وسائل الشّيعة ، كتاب الطّهارة ، ابواب الأسآر ، الباب ( 3 ) ، حديث 2 ، ج 1 ، ص 229 .