السيد محمد محسن الطهراني

21

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى)

اخلاق ، جذبات انفاس قدسيّه ، نشئات عوالم ربوبيّه ، و بالجمله روزگار سراسر شور و حال و وجد و مستى و عشق از يك طرف ، و تألّم جانكاه فقدان و هجران و محروميّت و حيرت و سرگشتگى و خلأ از طرف ديگر ، شعر خواجهء شيراز را ورد اللسان آنان قرار داده ، دائم با خود زمزمه داشتند كه : ياد باد آنكه نهانت نظرى با ما بود * رقم مهر تو بر چهرهء ما پيدا بود ياد باد آنكه چو چشمت بعتابم مىكشت * معجز عيسويت در لب شكّرخا بود ياد باد آنكه رخت شمع طرب مىافروخت * وين دل سوخته پروانهء ناپروا بود ياد باد آنكه چو ياقوت قدح خنده زدى * در ميان من و لعل تو حكايتها بود ياد باد آنكه صبوحى زده در مجلس انس * جز من و دوست نبوديم و خدا با ما بود ياد باد آنكه در آن بزمگه خُلق و ادب * آنكه او خندهء مستانه زدى صهبا بود ياد باد آنكه نگارم چو كمر بربستى * در ركابش مه نو پيك جهان پيما بود ياد باد آنكه خرابات نشين بودم و مست * و آنچه در مسجدم امروز كمست آنجا بود ياد باد آنكه به اصلاح شما مىشد راست * نظم هر گوهر ناسفته كه حافظ را بود [ 1 ]

--> [ 1 ] - ديوان حافظ ، تصحيح پژمان بختيارى ، ص 106 ، غزل 239 .