الشيخ رسول جعفريان وديگران
382
نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)
روايتى از يعقوب بن سفيان . در موارد ديگر ، روايات زهرى ، بدون آن كه از كتاب خاصى ياد شود ، نقل شده است . اين بدان معناست كه ابن كثير نقلهاى زهرى را از آثار كسانى برگرفته كه در قرون پيش از وى ، از كتاب زهرى ، استفاده كرده بودهاند . از پژوهشى كه ما در اين نقلها داشتيم ، چنين به دست مىآيد كه ابن كثير ، اقوال زهرى را از آثار برخى از مورخان كهن ، مانند : ابن اسحاق ، ابن هشام ، موسى بن عقبه ، بخارى ، بيهقى و جز آنان ، برگفته و در واقع ، منابع وى در اين زمينه آثار كهن حديثى و تاريخى بوده است . اما موسى بن عقبه ؛ دربارهء وى گفته شده است كه عالمتر از او به مغازى در مدينه نبوده است . « 1 » از مالك بن انس نيز نقل شده است كه مىگفت : « بر شما باد خواندن مغازى موسى بن عقبه ، كه او موثق است » . « 2 » در نقل ديگرى آمده است كه « بر شما باد خواندن مغازى مرد صالح ، موسى بن عقبه ، كه مغازى او صحيحترين مغازى است » . « او مردى موثق است كه با وجود ميان سالى خود به دنبال مغازى رفت و مانند ديگران در اين باره زيادهگويى نداشت » . « 3 » حاجى خليفه نيز مغازى او را صحيحترين مغازى دانسته است . « 4 » مغازى موسى بن عقبه در تاريخ ابن كثير جايگاه بالاترى از دو منبع پيشگفته دارد ؛ چرا كه مىبينيم ابن كثير ، روايات زهرى و عروة بن زبير را پراكنده و نامنظم در البداية و النهايه آورده است . در حالى كه روايات موسى بن عقبه به صورت منظم در كنار اخبار سيرهء ابن اسحاق آمده ، آن هم به هدف تكميل بحث و آگاه كردن خواننده به اختلاف نظر ميان اين دو سيرهنويس و كاستيها و افزودههاى آن دو بر يكديگر ، از اخبار دورهء جاهلى تا پايان سيرهء نبوى . پس از آن هم ، در شرح حالها تا سال 107 ه . اخبار و اقوالى از موسى بن عقبه نقل شده است . در مواردى نيز ابن كثير عبارت موسى بن عقبه را بر عبارت ابن اسحاق ترجيح داده است . « 5 » بدين ترتيب ، ابن كثير ، بخش مهمى از كتاب موسى بن عقبه را براى ما نگاه داشته است .
--> ( 1 ) . ابن حجر ، تهذيب التهذيب ، ج 1 ، ص 316 ؛ ستايش عمده از مغازى موسى بن عقبه ، از مالك بن انس است كه با ابن اسحاق دشمنى داشته و بدان دليل و براى كوبيدن كتاب او كه اثرى سترگ در سيره به شمار مىآمده ، از موسى بن عقبه تعريف و تمجيد كرده است ( مترجم ) . ( 2 ) . رازى ، ابو حاتم ، الجرح و التعديل ، ج 1 ، ص 154 . ( 3 ) . تهذيب التهذيب ، ج 10 ، ص 316 . ( 4 ) . حاجى خليفه ، كشف الظنون ، ج 2 ، ص 1747 . ( 5 ) . البداية و النهايه ، ج 4 ، ص 46 ، 48 .