الشيخ رسول جعفريان وديگران
323
نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)
بوده است كه توانستهاند چنين روايتى را - كه بطلان آن واضح است - جعل كنند ؛ زيرا سنّ ابو بكر با پيامبر يكى بوده و بلال از هر دوى اينها چندين سال كوچكتر بوده است . به هر روى ، اين نقل نه به سفر اول پيامبر شباهتى دارد و نه به سفر دوم . بايد مربوط به سفر سوّمى باشد كه كسى دربارهء آن چيزى نگفته است . « 1 » ذينى دحلان در السيرة النبويه و الآثار المحمديه همراهى ابو بكر و بلال با حضرت ( ص ) را ضمن اين كه مربوط به سفر اول پيامبر مىداند و چنين توجيه مىكند كه بلال در اين سفر همراه امية بن خلف بود و ابو بكر نيز همراه بعضى اقارب خود به اين سفر رفته است . پس از آن مىنويسد : در برگشتن از اين سفر بود كه حضرت محمد ( ص ) زير درختى نشست . ابو بكر پيش راهب رفت . راهب از ابو بكر پرسيد : او كيست كه زير اين درخت نشسته است ؟ ابو بكر پاسخ داد : محمد بن عبد اللّه . راهب گفت : بعد از حضرت عيسى ، كسى زير اين درخت نمىنشيند ، مگر محمد ( ص ) و روايتى نيز از حضرت عيسى ( ع ) نقل كرد كه او فرموده است : « لا يستظلّ تحتها بعدي الّا النبى الهاشمي » . عجيب آن كه در سفر اول كه حضرت ده ساله بود ، ابو بكر هشت سال داشته و بلال هنوز متولد نشده بود . ابن حجر به اين سخنان اعتراض كرده و گفته است : شايد اين واقعه در سفر دوم حضرت اتفاق افتاده است كه همراه ميسره ، غلام حضرت خديجه ( س ) بوده است و اسم راهب نيز « نسطورا » بوده ، نه « بحيرا » . « 2 » صاحب روض الأنف ، « لا يستظلّ تحتها بعدي » را اين گونه توجيه كرده است : در اين ساعتى كه حضرت محمد ( ص ) زير اين درخت نشسته است ، كسى بر آن نمىنشيند ، مگر پيامبر گرامى ( ص ) ، و بعد هم گفته است : لفظ « قط » ( هرگز ) در عبارت وجود دارد ؛ يعنى هرگز زير اين درخت كسى نمىنشيند ، مگر نبىّ ، اما مراد آن است كه در اين ساعت كه حضرت زير اين درخت نشسته است ، هرگز كسى غير از انبيا بر آن نمىنشيند ؛ به علّت اين كه فاصله بين انبيا زياد است و طول عمر درخت نمىتواند اين اندازه باشد . بر فرض هم طول عمر درخت اين مقدار باشد ، بعيد است كه در اين مدت طولانى كسى زير اين درخت ننشسته باشد . « 3 » ظاهر اين نقلها ، آن است كه راوى اين عبارات سعى دارد حضور
--> ( 1 ) . سيرة الحلبيه ، ج 1 ، ص 120 . ( 2 ) . ذينى دحلان ، سيرة النبويه و الآثار المحمديه ، حاشيهء سيرهء حلبى ، ج 1 ، ص 93 . ( 3 ) . سهيلى ، عبد الرحمن ، روض الأنف ، ج 2 ، ص 236 ؛ سبل الهدى و الرشاد ، ج 2 ، ص 161 .