الشيخ رسول جعفريان وديگران
319
نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)
است كه او مضطرب الحديث است « 1 » و در طبقات ، روايات ديگرى نيز دارد كه غير قابل اعتماد است ؛ مثل شراب خوراندن حضرت خديجه ( س ) به پدرش خويلد براى امضاى عقد نكاح « 2 » ، كه واقدى در اين باره گفته است : هذا كلّه عندنا غلط و وهم و الثبت عندنا المحفوظ عن أهل العلم ان أباها خويلد بن اسد مات قبل الفجار . « 3 » داود بن حصين نيز از امويان و داراى مذهب خارجيگرى بوده ، و سفيان بن عينيه كه كثير الروايه است و هم سند احاديث را به خوبى مىشناخته و هم خود احاديث را ، گفته است : ما از روايات داود بن حصين پرهيز مىكنيم ، چنانچه ذهبى او را از ضعفا دانسته است . « 4 » اما روايت مواهب اللدنيّه نيز چنان كه گذشت ، روايت ابن منده بود ، كه صاحب كتاب او را تضعيف كرده و اصل روايتش را كسى نپذيرفته است و روايت صدوق نيز به لحاظ اشتمال آن بر غرايب و همچنين در هم آميخته شدن چند روايت و نيز ناسازگارى آن با متون تاريخى قابل اعتماد نيست ؛ گرچه سند آن متصل باشد . به جهت اين كه اتصال سند بلكه بالاتر از آن ، صحت سند نيز گاهى دلالت بر حجيت حديث ندارد . مؤلفان كتابهايى مثل سيرهء حلبى ، « 5 » سبل الهدى و الرشاد ، « 6 » تاريخ الخميس ، « 7 » ضمن اين كه استظهارات خود را در ضمن روايات آوردهاند . گاهى نيز چندين روايت را درهم آميختهاند و نقل آنها به صورت نقل ديگرى غير از آنچه در اصل بوده ، درآمده است ؛ مثلا مؤلف سبل الهدى در نقل سفر پيامبر به شام ، اول عبارات ابن اسحاق را آورده ، سپس كلماتى را انداخته و پس از شرح برخى كلمات ، به عنوان ادامه روايت ابن اسحاق ، به طرح روايت دوم طبرى پرداخته است . شايد بتوان گفت كه سبل الهدى ، از همهء روايات سفر پيامبر اكرم ( ص ) به شام ، به نحوى استفاده كرده و از تركيب همهء آنها داستان مستقلى درست كرده است . « 8 »
--> ( 1 ) . جعفى ، اسماعيل بن ابراهيم ، تاريخ الكبير ، ج 8 ، ص 258 ؛ مزى ، يوسف ، تهذيب الكمال ، ج 31 ، ص 171 . ( 2 ) . طبقات ، ج 7 ، ص 167 . ( 3 ) . طبقات ، ج 1 ، ص 106 . ( 4 ) . ذهبى ، ميزان الاعتدال ، ج 3 ، ص 409 ؛ تهذيب الكمال ، ج 31 ، ص 176 . ( 5 ) . حلبى ، برهان الدين ، سيرة الحلبيه ، ج 1 ، ص 117 . ( 6 ) . صالحى ، محمد بن يوسف ، سبل الهدى و الرشاد ، ج 2 ، ص 104 . ( 7 ) . ديار بكرى ، تاريخ الخميس ، ج 1 ، ص 257 . ( 8 ) . همان جا .