الشيخ رسول جعفريان وديگران

215

نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)

بلاذرى از وى دوازده نقل دارد . معمر بن مثنى ، ابو عبيده ( م . 210 ه . ) كه از خوارج بود و دويست عنوان كتاب ، از جمله كتاب الانساب ، بيوتات العرب ، قصة الكعبه ، مكه و الحرم ، الحمى فى قريش ، الأوس و الخزرج و اشعار القبائل را نوشت . « 1 » بلاذرى از وى ده مورد نقل قول كرده است . ابو اليقظان ( سحيم بن حفص م . 190 ه . ) تأليفهايى ، از جمله النسب الكبير داشت . « 2 » بلاذرى از وى نه نقل قول دارد . مدائنى ( م . 225 ه . ) كه نزديك به 260 عنوان كتاب در رشته‌هاى مختلف ، از جمله دربارهء اخبار النبى ، اخبار قريش و أخبار العرب داشت . بلاذرى علاوه بر روايت ، پنج فقره از وى نقل قول كرده است . كتابهاى مدائنى به عنوان كتب مرجع به ديگران معرفى مىشد . بنابراين ، هرگاه بلاذرى صيغه‌هايى مانند « قال الواقدى » را به كار مىگيرد ، نشان مىدهد كه از نوشته‌هاى وى استفاده كرده است ؛ به خصوص بلاذرى در مواردى چيزى را از واقدى نقل قول كرده كه ابن سعد با سند متصل آورده است ، « 3 » و گاهى به عكس و گاهى هر دو يك مطلب از واقدى نقل قول كرده‌اند ، ولى بلاذرى با تعبير « قال الواقدى فى إسناد له » « 4 » به مسند بودن كلام وى نيز اشاره كرده است . پس صيغه‌هاى « حدّثنى » و « قال » در اين جهت كه شاهدى بر استفاده از منبع مكتوب باشند ، مشترك‌اند ، ولى صيغه‌هاى « قال » ، « قال فى إسناد له » ، « ذكر » ، « فيما ذكر » ، « فى رواية الواقدى » و « روى » ، در مواردى است كه از منبع مكتوب بدون سماع و اجازه ، نقل شود . تعبير « لم يذكره الواقدى » « 5 » نيز گواه ديگرى است بر وجود نوشته‌هاى واقدى در دست بلاذرى ؛ زيرا با مطالعهء آنها مىتوان چنين تعبيرى داشت . گرچه شاهدى براى استفاده از كتاب خاص در تأليف انساب الاشراف در دست نيست ، ولى احتمال دارد از طبقات واقدى استفاده كرده باشد . همان گونه كه خود ابن سعد نيز در موارد بسيارى از آثار واقدى به خصوص طبقات وى استفاده كرده است . « 6 » همچنين احتمال دارد كه روايات مربوط به ازدواج پيامبر ( ص ) را از كتاب

--> ( 1 ) . همان ، ص 79 - 81 ، معجم البلدان ، ج 19 ، ص 162 ؛ ابن حجر ، تهذيب ، ج 10 ، ص 222 . ( 2 ) . الفهرست ، ص 138 . ( 3 ) . همان جا . ( 4 ) . همان ، ص 147 - 154 ؛ معجم البلدان ، ج 14 ، ص 125 . ( 5 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 261 . ( 6 ) . مقدمه احسان عباس بر طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 10 ، و ج 10 ، ص 33 .