الشيخ رسول جعفريان وديگران
174
نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)
با مقايسه ميان نسخه خطى ابن اسحاق و متن ابن هشام ، روشن مىشود كه او تعدادى از روايات را به دليل تفاوت ميان روايت بكّايى با يونس بن بكير حذف كرده است ؛ مانند روايت چگونگى نزول وحى از هشام بن عروه از عايشه كه مىگويد : « حرث بن هاشم از پيامبر ( ص ) پرسيد : وحى چگونه بر شما نازل مىشود ؟ پيامبر ( ص ) فرمود : گاه مانند صداى زنگ كاروان - كه بر من سخت است - نازل مىشود و سپس قطع مىگردد و من آن را به خاطر مىسپارم و گاه جبرئيل به صورت مردى با من صحبت مىكند و من آنچه را كه مىگويد به خاطر مىسپارم » . « 1 » در نسخه خطى ، روايت گويايى از چگونگى دعوت على ( ع ) به اسلام و كيفيت اسلام او وجود دارد كه در متن ابن هشام آن را نمىيابيم ( ص 50 ) . روايت ديگرى نيز دربارهء اسلام ابو بكر توضيح مىدهد ، كه نزد ابن هشام نيست . « 2 » همچنين تسلسل روايات در نسخهء خطى ، گاه با متن ابن هشام تفاوت دارد : در نسخه خطى ابن اسحاق از صحيفه ( پيمان قريش ) و شكسته شدن آن قبل از هجرت به حبشه بحث شده است . اين امر چنين تفكرى را به وجود مىآورد كه احتمالا شاگردان او در تنظيم روايات دخل و تصرف كردهاند . ابن هشام در اثبات روايات ، بر دلالت آيات قرآنى يا تفسير آنها تأكيد دارد و يا آنها را براى دقيقتر شدن اساس كار حذف كرده است . اين تفكر در عصر ابن هشام مورد قبول بود و اثر آن براى تعيين دقت منابع سيره به كار مىرفت . « 3 » سخنان ذكر شده بر اين مسأله دلالت مىكند كه ابن هشام اجتهاد كرده و هر گاه تفسير رواياتى سخت بوده ، آن را حذف كرده يا روايات ديگرى را ، كه در محتوا و يا در شيوهء روايت به آن شباهت داشته ، باقى گذاشته است يا روايتى را كه اسناد قوى داشته حذف كرده است ، مگر رواياتى كه در زمان ابن هشام ، بر مجموعهء آنها يا محتواى بعضى از آنها نقدى وارد بوده يا ديدگاه تاريخى خاصى در مورد آنها به وجود آمده است ؛ زيرا در نزد ابن هشام توجه خاصى به تاريخ داستانى يمن نمىبينيم . البته اين غير از توجهى است كه او در مقابل تمجيد اعراب شمالى ، اجداد يمنىها را بزرگ شمرده است . 5 . در پايان ناگزيريم به تمايلات عقيدتى ابن اسحاق نيز اشارهاى بكنيم . برخى او
--> ( 1 ) . نسخه خطى ، ص 57 ؛ ر . ك : طبقات ، ج 2 ، ص 197 . ( 2 ) . نسخه خطى ، ص 52 . ( 3 ) . Blachere . o . c . p . 7