الشيخ رسول جعفريان وديگران

136

نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)

صحابهء پيامبر ، تابعين و افراد ديگر بوده است . [ 15 ] و توجه به آن ، ناشى از مكتب مدينه و از تبعات نگارش حديثى آنجا است كه در اوايل قرن دوم هجرى براى تعيين ميزان صحت و سقم سند در علم حديث به وجود آمد . [ 16 ] امروز ، نمونهء چنين شيوه‌اى ، كه به دست ما رسيده است ، در اثر ابن سعد خود را نشان مىدهد و وى در آن به شرح حال افرادى پرداخته كه سنخيت يا ارتباط ويژه‌اى با تاريخ اسلام داشته‌اند و ذهن نويسنده آنان را مهم تشخيص داده يا به سبب هدف خاصى به آنان توجه كرده است . بعدها اين شيوهء نگارش ، به گروههاى ديگر نيز تسرّى پيدا كرد و كتبى در شرح حال شعرا و رجال پديد آمد . تقسيم اقليمى و محلى افراد ، بدان سان كه ابن سعد در بخشهاى مربوط به اهالى نقاط مختلف انجام داده و آنان را از هم متمايز ساخته ، نوعى نوآورى و پويايى در شيوهء طبقات نويسى است . و طبقات نويسى ، خود از شيوه‌هايى است كه در تاريخ اسلام تمايز و نمود خاصى دارد . شايد بتوان گفت كه شيوهء نگارش واقدى و كاتبش با توجه ديگران به سيره و مغازى پيامبر ( ص ) همسو باشد . با اين حال ، روش و سبك اين دو بيشتر حال و هواى تاريخى دارد تا حديثى . نوشتهء ابن سعد را مىتوان حلقهء وصل ميان « علم حديث » و « روايت تاريخى » به حساب آورد ، [ 17 ] هر چند كه با هدف و شيوه تاريخ نگارى پديد نيامده است . در نوشتهء ابن سعد گرايش از حديث به تاريخ و در عين حال پايبندى به اصول محدثان ، بارز است . در بررسى و شناخت اساتيد و يا مراجع ابن سعد ، خود او را يكى از چهار نفرى نام برده‌اند كه كتب و نوشته‌هاى واقدى را نزد آنان مىتوان يافت . در حديث دانى و آگاهى ، ابن سعد بر استاد خود برترى داشت . با اين حال ، از او بسيار روايت كرده است . « 1 » گروهى بر اين باورند كه اين اقدام ابن سعد ، آثار واقدى را از خطر نابودى حفظ كرده است . [ 18 ] او علاوه بر واقدى ، از هيثم بن كثير ، وليد بن مسلم ، ابى عيينه ، ابن عليه ، ابن ابى فديك ، ابن ضمره ، معن بن عيسى ، ابو الوليد طيالسى ، « 2 » ابن معاويه ، وكيع ، انس بن عياض ، عبد اللّه بن نمير و بسيارى ديگر روايت كرده است « 3 » كه هر يك افراد برجسته‌اى بودند . او

--> ( 1 ) . وفيات الاعيان ، ج 5 ، ص 351 . ( 2 ) . ابن حجر ، تهذيب التهذيب ، ج 9 ، ص 182 . ( 3 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 10 ، ص 665 ؛ تاريخ بغداد ، ج 5 ، ص 321 .