محمد الريشهري
541
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
امّ سعيد ، دختر سعد بن ربيع ، مىگفت : [ روزى ] بر او وارد شدم و گفتم : از ماجراى خود در نبرد احُد برايم بگو . گفت : در آغاز روز ، روانه احُد شدم ، در حالى كه مَشك آبى به همراه داشتم و مىنگريستم كه مردم ، چه مىكنند . در اين ميان به پيامبر خدا رسيدم ، در حالى كه در ميان يارانش بود و هنوز ، چيرگى و سرافرازى ، از آنِ مسلمانان بود . هنگامى كه مسلمانان شكست خوردند ، به سمت پيامبر خدا رفتم و دست به پيكار زدم و با شمشير زدن يا با تير افكندن ، از پيامبر خدا ، دفاع مىكردم تا زمانى كه آن زخمها به من رسيد .