محمد الريشهري
511
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
از ديدگاه احاديث اسلامى ، هر بيمارىاى درمانى دارد و يگانه دردى كه هيچ درمانى ندارد ، مرگ است . در حديث نبوى آمده است : إنَّ اللّهَ لَم يَنزِل داءً إلّا أنزَلَ لَهُ دَواءً ، عَلِمَهُ مَن عَلِمَهُ ، و جَهِلَهُ مَن جَهِلَهُ إلَّا السّامَ . « 1 » خداوند ، هيچ دردى را فرو نفرستاده ( يا هيچ دردى را نيافريده ) ، مگر اين كه درمانى نيز برايش فرو فرستاده ( يا آفريده ) است و كسانى از آن آگاهى يافتهاند و كسانى نيز از آن ناآگاه ماندهاند ، مگر مرگ . در پرتو اين رهنمودهاست كه مىگوييم : دانش پزشكى ، به قلّه كمال خويش دست نمىيابد ، مگر هنگامى كه براى همه بيمارىها درمان كشف كند . امّا با اين همه ، بىگمان ، دانش ياد شده نمىتواند براى مرگ ، دارو و درمانى فراهم سازد . از همين جاست كه امام صادق عليه السلام در گفتگوى خود با مدّعىاى كه مىپنداشت مىتواند با مراقبت درست و كامل از بدن و خوردن غذاهاى مناسب ، مانع مرگ شود ، بر اين نكته تأكيد مىكند كه درمان آن بيمارىاى كه مقرّر است به مرگ بينجامد ، امكان ندارد . ايشان ، به تسليم شدن سه تن از طبيبان و حكيمان بزرگ در برابر مرگ ، اشاره كرد و فرمود : قَد ماتَ أرَسطاطاليسُ مُعَلِّمُ الأَطِبّاءِ ، و أَفلاطونُ رَئِيسُ الحُكَماءِ ، و جالينوسُ شاخَ و دَقَّ بَصَرُهُ ، و ما دَفَعَ المَوتَ حينَ نَزَلَ بِساحَتِهِ ، و لَم يَألوا حِفظَ أنفُسِهِم ، وَ النَّظَرَ لِما يُوافِقُها . « 2 » ارسطو ، كه استاد طبيبان بود ، و افلاطون ، كه سرآمد حكيمان بود ، و جالينوس ، كه پير و پرتجربه بود ، امّا نتوانست مرگ را آنگاه كه در آستانه وى فرود آمد ، از خويش براند ، همه مُردند ، در حالى كه در حفظ خويش و در انديشيدن به آنچه با بدن سازگار است ، از هيچ كوششى فروگذار نكردند .
--> ( 1 ) ر . ك : ص 384 ح 10704 . ( 2 ) . الاحتجاج : ج 2 ص 225 ح 223 .