محمد الريشهري

509

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

كَفى بِالسَّلامَةِ داءً . « 1 » [ هماره ] ، سالم بودن ، براى بيمارى بس است . همچنين در حديث ديگرى اين‌گونه آمده است : إنَّ اللّهَ يُبغِضُ العِفرِيَّةَ النِّفرِيَّةَ الَّذى لَم يُرزَأ فى جِسمِهِ و لا مالِهِ . « 2 » خداوند ، آن بد نهاد بدكردارى را كه به هيچ بلايى در تن و دارايى خويش گرفتار نمىآيد ، دوست ندارد . البته بايد به اين نكته هم توجّه داشته باشيم كه مطلق بيمارى ، همانند مطلق تن‌درستى ، داراى آثار تربيتى مثبتى در انسان نيست . از همين رو ، موسى عليه السلام در دعاى خويش چنين از خداوند ، طلب مىكرد : يا رَبِّ ! لا مَرَضٌ يُضنيني و لا صِحَّةٌ تُنسينى ، و لكِن بَينَ ذلِكَ ، أمرِضُ تارَةً فَأَشكُرُكَ ، و أصِحُّ تارَةً فَأَشكُرُكَ . « 3 » خداوندا ! نه آن بيمارىاى كه مرا زمينگير كند و نه آن تن‌درستىاى كه به فراموشى [ تو ] در افكند ، بلكه حالتى ميانه [ مىخواهم ] ؛ گاه بيمار شوم تا پس از آن شكر تو گويم و گاه تن‌درست باشم تا سپاس تو بگزارم . از داوود عليه السلام نيز نقل شده است كه در دعاى خويش چنين مىگفت : اللّهُمَّ لا صِحَّةً تُطغينى و لا مَرَضا يُضنينى و لكِن بَينَ ذَينِكَ . « 4 » خداوندا ! نه تن‌درستىاى مىخواهم كه به طغيانم كشانَد و نه بيمارىاى كه زمينگيرم سازد ؛ بلكه حالتى ميان اين دو را خواهانم . اميرمؤمنان نيز چنين دعا مىكرد :

--> ( 1 ) المَجازات النبويّة : ص 430 ح 349 . ( 2 ) الدعوات : ص 172 ح 482 . ( 3 ) إرشاد القلوب : ص 42 . ( 4 ) البيان والتبيين : ج 3 ص 153 .