محمد الريشهري

333

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

گفتند : صاحب آن ، از روىگردانى شما ، به ما گِله آورد و ما از ماجرا خبرش داديم . پس آن را ويران ساخت . فرمود : " هلا ! هر ساختمانى ، و بال گردن صاحب آن است ، مگر اين كه چاره‌اى از آن نباشد " . 10633 . سنن ابن ماجة : پيامبر خدا بر گنبدى بنا شده بر آستانه خانه مردى از انصار بر گذشت . فرمود : " اين چيست ؟ " . گفتند : گنبدى است كه فلان كس ، بنا كرده است . پيامبر خدا فرمود : " هر مالى كه چنين باشد ، روز قيامت ، و بال گردن صاحب خويش است " . اين خبر به آن مرد انصارى رسيد . پس آن را ويران كرد . ديگر بار ، پيامبر صلى اللّه عليه و آله بر آن جا گذشت و آن را نديد . پس ، از آن پرسيد . به ايشان خبر دادند كه آن مرد ، چون سخن ايشان را شنيده ، آن را ويران كرده است . فرمود : " خدايش رحمت كند ! خدايش رحمت كند ! " . 10634 . شعب الإيمان به نقل از واثلة بن اسقَع : من از فقيران نمازگزار اهل صُفّه بودم . روزى پيامبرخدا نزد ما آمد و فرمود : " چه سان خواهيد بود آن گاه كه پس از من ، از نان گندم و روغن ، سير گرديد و غذاهاى رنگين مىخوريد و جامه‌هاى گوناگون مىپوشيد ؟ وضعِ شما امروز ، بهتر است يا آن روز ؟ " . گفتيم : آن روز . فرمود : " بلكه وضع امروز شما ، بهتر است " . 10635 . حلية الأولياء به نقل از ابن شهاب : روزى عثمان بن مظعون به مسجد در آمد ، در حالى كه گليمى پاره بر وى بود و با تكّه پوستى آن را پينه كرده بود . پيامبر خدا ، دلش به حال وى سوخت و يارانش نيز بر اثر دلسوزى ايشان ، دلشان سوخت . فرمود : " چه سان خواهيد بود در روزى كه هر يك از شما صبحگاهان در جامه‌اى است و شامگاهان در جامه ديگر ؛ و پياپى نزدش ظرف غذا نهاده مىشود و خانه‌هاتان را همچون كعبه مىپوشانيد ؟ " . گفتند : آرزو داريم كه چنان روزى در رسد اى پيامبر خدا تا به آسايش و رفاه دست يابيم .