محمد الريشهري
31
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
به على عليه السلام رسيد . وى در پى كارى بيرون شد تا از آن ، درآمدى كسب كند و آن را براى پيامبر خدا بفرستد . پس به باغى در آمد كه از آنِ مردى يهودى بود . براى وى هفده دَلْو آب بر گرفت ، هر دلو در برابر يك خرما . مرد يهودى او را وا نهاد كه هفده خرماى نيكو بر گيرد . على عليه السلام آنها را نزد پيامبر صلى اللّه عليه و آله آورد . ايشان فرمود : " اى ابو الحسن ! اين از كجا فراهم شده است ؟ " . گفت : اى پيامبر خدا ! خبر يافتم كه در تنگناى مالى هستى . پس در پىِ كارى بيرون شدم تا براى تو خوراكى فراهم آورم . فرمود : " دوستىِ خدا و فرستادهاش تو را به اين كار وا داشت ؟ " . على عليه السلام گفت : آرى ، اى پيامبر خدا ! 10072 . علل الشرائع به نقل از ابن عمر : در خُرمازار مدينه با پيامبر صلى اللّه عليه و آله بودم و او على عليه السلام را مىجُست ، تا آن كه به بوستانى رسيد . در آن نگريست و على عليه السلام را ديد كه بر زمين كار مىكند و بر وى غبار نشسته است . فرمود : " مردم را سرزنش نمىكنم كه تو را ابو تراب كنيه دادهاند " . 3 / 2 هشدار درباره سستى در كار الف زيانهاى سستى 10073 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : خداوند عز و جل سستى و تنبلى را آفريد و ميان آن دو را پيوند داد . پس از آن دو ، فقر زاده شد . 10074 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : بر امّت خود ، از اين چيزها بيشتر بيمناكم : بزرگىِ شكم ، پيوسته در خواب بودن ، تنبلى ، و ضعيف شدنِ يقين . 10075 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : بىحوصلگى مكن ، كه تو را از آخرت و دنيا باز مىدارد . 10076 . جامع الأخبار به نقل از ابن عبّاس : پيامبر خدا ، هر گاه به كسى مىنگريست و او در چشمش خوش مىافتاد ، مىفرمود : " آيا كار و پيشهاى دارد ؟ " .