محمد الريشهري

295

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

كه شب و روزش يكسان [ و به يك اندازه روشن ] است . 10595 . صحيح البخارى به نقل از ابو سعيد خُدرى : روزى پيامبر صلى اللّه عليه و آله بر منبر نشست و ما گِردش جمع شديم . فرمود : " پس از خويش ، بر شما از زيبايىِ دنيا و زيور آن بيمناكم " . مردى گفت : اى پيامبر خدا ! آيا خير ، شر مىآورد ؟ پيامبر صلى اللّه عليه و آله سكوت كرد . به آن مرد گفته شد : چه كرده‌اى كه با پيامبر سخن مىگويى و او پاسخت را نمىدهد ؟ سپس ديديم كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله به حالتِ دريافت وحى است . پس عَرَق از رخسار خود زُدود و گويا كه قصد ستودنش را داشته باشد ، فرمود : " آن پُرسنده كجاست ؟ " . سپس فرمود : " هر آينه ، خير ، شر نمىآورد . برخى از آنچه بهار [ از زمين ] مىرويانَد ، مىكُشد يا نزديك است كه بكُشد ، مگر براى علفخوارى كه آن قدر مىخورَد تا برابر قرص خورشيد ، پاى دراز كند و سرگين افكند و بول كند و بچرد . همانا اين مال ، خرّم و شيرين است . پس نيكوست مالى كه همراه مسلمانى باشد كه از آن ، به بينوا و يتيم و در راه مانده ، احسان ورزد " . در تعبيرى ديگر ، پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " و هر آينه ، آن كس كه مال را به ناروا فراهم آورد ، همانند همان است كه مىخورَد و سير نمىشود و روز قيامت ، مال بر زيان وى گواهى مىدهد " . 10596 . صحيح البخارى به نقل از عمرو بن عوف : پيامبر خدا ، ابو عبيدة بن جرّاح را به بحرين فرستاد تا جزيه آن جا را بستاند . پيش‌تر ، پيامبر صلى اللّه عليه و آله با مردم بحرين مصالحه كرده و علاء بن حَضرَمى را بر ايشان به حكومت گماشته بود . پس ابو عبيده با مالى از بحرين باز گشت . انصار شنيدند كه وى باز آمده است . او نماز صبح را با پيامبر صلى اللّه عليه و آله به جاى آورد و چون نماز را با ايشان گزارد ، خواست باز گردد . افراد بر راه او در آمدند . پيامبر خدا با ديدن آنان ، لبخندى زد و فرمود : " گمان دارم كه شنيده‌ايد ابوعبيده با مالى باز آمده است " . گفتند : آرى ، اى پيامبر خدا ! فرمود : " پس شادمان باشيد و به آنچه خرسندتان مىكند ، اميدوار باشيد . به خدا سوگند ، من از فقر بر شما بيم ندارم ؛ بلكه از آن بر شما مىترسم كه دنيا بر شما گشاده گردد ، همان گونه كه بر پيشينيانتان بود ؛ و آن گاه در آن به رقابت و افزون‌خواهى پردازيد ، همان گونه كه پيشينيانتان پرداختند ؛ و شما را هلاك سازد ، همان سان كه ايشان را هلاك كرد " .