محمد الريشهري
276
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
عنصر مبادله ، هر خانواده توانست كالاهاى بيش از نياز خود را توليد و با ديگران تبادل نمايد و گاه پس از اين مبادله ، در مجموع توليد خانواده و درآمد آن ، با كسر هزينه مصرف ، افزايشى ديده مىشد . براى پسانداز اين مقدار اضافه توليد بر مصرف در خانواده ، تنها دو راه متصوّر بود : يك راه ، آن بود كه اين اضافه به شكل ثروت در توليد جديد به كار گرفته مىشد . در اين حال ، افزايش دائم ثروت صاحبان افزوده اقتصادى ، به اختلاف طبقاتى منجر مىشد ؛ امّا در عين حال ، به فعّاليتهاى اقتصادى دامن مىزد و به طور عام ، شكوفايى توليد را در پى داشت . امّا راه دوم ، آن بود كه افزودهها به كالايى با حجم كمتر ، ليكن با ارزش بيشتر ، تبديل گردند تا نگاهدارى و ذخيرهسازى آنها ميسّر باشد . مالى كه بدين سان ، ذخيره گشت و از مدار حركت اقتصادى و دسترس و استفاده مردم خارج شد ، زراندوخته نام گرفت . بدين ترتيب ، اين عنوان بر مال متراكمى اطلاق شد كه در چرخه توليد ، نقشى نداشته باشد و به بروز اختلاف طبقاتى در جامعه منجر گردد . زراندوزى ، از اين جهت كه موجب تراكم و ذخيرهسازى اموال مىشود ، همانند احتكار است ؛ امّا از لحاظ مفهومى با آن تفاوت دارد . مراد از ذخيرهسازى در احتكار ، فروش آن پس از گران شدن كالاست و از اين رو ، خودِ كالا براى محتكر ، بسيار اهمّيت دارد ؛ امّا در زراندوزى ، هدف از تراكم ثروت ، صرفا افزايش مالى است و لذا خودِ كالا خصوصيتى ندارد و توجّه عمده به عنصر ماليّت متمركز مىشود . به همين دليل ، طلا و نقره در اين زمينه داراى جايگاهى خاص هستند ؛ چرا كه مىتوان هر زمان آنها را مبادله كرد ، و نيز داراى حجم كم هستند . در نتيجه ، اين دو ، عمدهترين مواد زراندوزى در گذشته به شمار مىرفتهاند . مشاهدات تاريخى نشان مىدهد كه زراندوزان در زمانهاى پيشين ، براى حفظ