محمد الريشهري

77

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

در اين لحظه ، پيامبر خدا آشكار شد ، در حالى كه جوان بود و پارچه‌اى راه‌راه بر خود ، حمايل كرده بود . او را به داورى برگزيدند . او دستور داد تا حجر الأسود را در پارچه‌اى نهادند . بزرگ هر قبيله را طلبيد و گوشه‌اى از پارچه را به او داد و خودش بالا رفت . حجر الأسود را [ با آن پارچه ] بالا آوردند و خودِ او آن را در جايش نهاد . 2 / 8 حَطيم 9231 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : كنار درِ كعبه ، دو بار جبرئيل ، مرا امامت كرد [ و من به او اقتدا كردم ] . 2 / 9 مُلتزَم 9232 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : هيچ كس در اين مُلتزَم چيزى از خدا نخواست ، مگر آن كه اجابت شد . 9233 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : مُلتزَم ، جايى است كه دعا در آن پذيرفته است و هيچ بنده‌اى چيزى از خدا نخواست ، مگر آن كه آن را پذيرفت . 9234 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : ميان رُكن و مقام ، مُلتزَم است . هيچ دردمندى آن جا دعا نمىكند ، مگر آن كه بهبود مىيابد . 9235 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : آدم ، هنگامى كه فرود آمد ، هفت بار كعبه را طواف كرد . سپس در مقابل درِ كعبه دو ركعت نماز خواند . آن گاه به مُلتزَم آمد و چنين گفت : خدايا ! تو ، نهان و آشكارم را مىدانى . پس پوزشم را بپذير . و آنچه را كه در دل و نزد من است ، مىدانى . پس گناهانم را ببخشاى . و نيازم را مىدانى . پس خواسته‌ام را عطا كن . خدايا ! از تو ، ايمانى مىخواهم كه همنشين دلم باشد و يقينِ راستى [ مىخواهم ] تا آن كه بدانم جز آنچه برايم نوشته‌اى ، به من نخواهد رسيد ، و [ نيز ] خشنودى به