محمد الريشهري
25
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
5 / 5 جنگ حُدَيبيّه 9165 . كنز العمّال به نقل از اياس بن سلمه ، از پدرش : در جنگ حديبيّه با پيامبر خدا بيرون آمديم . ايشان ، صد شتر قربانى كرد و تعداد ما هزار و هفتصد نفر بود و با آنان ( قريش ) ، جنگافزار و پيادگان و سواران بودند . در ميان شتران قربانى پيامبر صلى اللّه عليه و آله شتر ابو جهل نيز بود . ايشان در حديبيّه فرود آمد و قريش با ايشان با اين شرط صلح كردند كه قربانگاه اين شتران ، همان جايى باشد كه ما متوقّفشان كردهايم [ و وارد مكّه نشويم ] . 9166 . كنز العمّال به نقل از اياس بن سلمه ، از پدرش : قريش ، سهيل بن عمرو و حُوَيطب بن عبد العزّى و مكرز بن حفص را براى عقد قرارداد صلح ، پيش پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرستادند . هنگامى كه پيامبر خدا چشمش به آنها افتاد و سهيل را در ميان آن افراد ديد ، فرمود : " اين قوم ، كار شما را سهل كردند . خويشاوندان شما را نزدتان فرستادهاند و خواهان صلح هستند . پس قربانىها را [ به طرف آنها ] حركت دهيد و لبيّك گوييد ، شايد اين كار ، دلهاى آنان را نرم كند " . صداى " لبّيك " از گوشه و كنار اردوگاه برخاست و بانگ لبيّك ، همه جا پيچيد . آن سه نفر آمدند و تقاضاى صلح كردند . در حالىكه مردم با يكديگر صلح كرده بودند و در ميان مسلمانان ، تعدادى از [ اسراى ] مشركان بودند و در ميانمشركان ، تعدادىاز [ اسراى ] مسلمانان ، ابو سفيان ناگاه حمله كرد و سيل مردان مسلّح در وادى به راه افتاد . من ، شش نفر ازمشركان مسلّح را در حالى كه آنها را مىراندم و هيچ كارى نمىتوانستند بكنند ، نزد پيامبر صلى اللّه عليه و آله آوردم ؛ امّا ايشان ، نه چيزى از آنها گرفت و نه آنها را كُشت ؛ بلكه بخشيد . ما به مشركان حمله برديم و همه اسيرانمان را از دست مشركان آزاد كرديم ؛ ولى اسيران آنها همچنان در دست ما باقى ماند . سپس قريش نزد سهيل بن عمرو و حُوَيطب بن عبد العزّى آمدند و آنها را مأمور عقد قرارداد صلح كردند . پيامبر صلى اللّه عليه و آله على عليه السلام و طلحهرا فرستاد و على عليه السلام قرارداد صلح را چنين