محمد الريشهري
55
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
هستند ؟ " ، بسيار گفتهاند . آنان ، در اين باره وجوهى را ذكر كردهاند كه محور همه آنها ، اين است كه : روزه ، رازى ميان خدا و بنده است و كسى جز او ، از آن آگاه نمىشود و بنده ، روزهدار واقعى نمىشود ، مگر آن كه در اطاعت ، اخلاص داشته باشد . اگرچه واقعيّت ، همانطور است كه مردم گفتهاند ، ولى عبادات ديگرى هم هستند كه در پنهان بودن ، همچون روزهاند ؛ مانند : نماز بىوضو و نماز گزاردن در جامه نجس و اعمال پنهانى همانند آن كه همراه با عباداتاند و جز خدا و نمازگزار ، آنها را نمىداند . بهترين چيزى كه در تأويل اين حديث شنيدهام ، اين است كه : همه عبادتهايى كه بندگان با انجام دادن آنها به خداوند ، تقرّب مىجويند ( مانند : نماز ، حج ، صدقه ، اعتكاف ، دعا ، نيايش ، قربانى و انواع عبادتهاى ديگر ) ، مشركان با همانها خداهاى خويش و آنچه را شريك خدا قرار داده بودند ، پرستيدهاند ؛ امّا هرگز شنيده نشده است كه گروهى از مشركان و پيروان مذاهب در دورانهاى پيشين ، معبودهاى خود را با " روزه " پرستيده باشند و بدين وسيله به آنها تقرّب جسته باشند . روزه ، تنها از سوى اديان آسمانى ، " عبادت " شناخته شده است . از اين رو ، خداوند فرموده است : " روزه ، براى من است و خودم پاداش آن را مىدهم " ؛ يعنى : در آن ، كسى شريك من نگشته است و با آن ، جز من ، پرستش نشده است . به خاطر همين ، من خودم پاداش آن را بر عهده مىگيرم و آن را به كسى ديگر ، چه فرشتگان مقرّب و چه غير آنان ، وا نمىگذارم ؛ تا اندازهاى كه به من اختصاص يابد . « 1 » امّا آنچه اخيرا در تفسير اين حديث رايج شده كه حديث مذكور چنين قرائت مىشود : " الصَّوم لِى وأَنَا أُجْزى به ؛ روزه براى من است و من يعنى خدا جزا داده مىشوم به آن " ، تا آن جا كه ما جستجو كرديم ، هيچ يك از حديثشناسان گذشته ، آن را چنين قرائت نكرده و از آن ، چنين معنايى نفهميدهاند .
--> ( 1 ) النهاية : ج 1 ص 270 .