محمد الريشهري

9

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

درآمد واژه‌شناسى دعا واژه " دعا " ، به معناى فرا خواندن چيزى است به سوى خود با آواز و يا سخن . ابن فارس در تبيين معناى ريشه اين واژه مىگويد : هو أن تميلَ الشىءَ إليكَ بصوتٍ وكلامٍ يكون منك . « 1 » دعو ، به معناى متمايل كردن چيزى به سمت خود با صدا و گفته‌اى از جانب توست . بر پايه اين سخن ، اصل در " دعا " ، خواندن با صوت و لفظ است ؛ ليكن كثرت استعمال اين واژه در دعوت با نوشته ، اشاره و امثال آن ، مفهوم اين واژه را اعم از خواندن با صوت و لفظ گردانيده است . بنا بر اين ، كلمه " دعا " اعم از " ندا " است ؛ زيرا " ندا " اختصاص به باب الفاظ و اصوات دارد ؛ ولى " دعا " مىتواند با لفظ باشد و مىتواند با اشاره و امثال آن . افزون بر اين ، " ندا " در معناى حقيقىاش حتما بايد با صداى بلند باشد ؛ ولى " دعا " مقيّد به صداى بلند نيست . « 2 » بنا بر اين ، " دعا " و " دعوت " ، به معناى توجه دادن مَدعُوْ به سوى داعى براى جلب منفعت يا دفع ضرر است . از اين رو ، درخواست از مَدعُوْ ، در واقع ، هدف

--> ( 1 ) . معجم مقاييس اللغة : ج 2 ص 279 . ( 2 ) . ندا ، كشيدن صدا و بالا بردن آن است . نادى ، شبيه دعاست ؛ اما دعا ، گاهى با علامتى غير از صدا و كلام است و با اشاره‌اى است كه خبر مىدهد : " بيا " ؛ اما ندا ، فقط با صدا صورت مىگيرد .