محمد الريشهري

353

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

الناضرة « 1 » نيز كه هر دو ، مشى اخباريگرى دارند نظر علّامه مجلسى را تأييد كرده‌اند ، هر چند در همان دوران ، برخى از فقيهان غير اخبارى ( مانند : محقّق سبزوارى « 2 » و سبط شهيد ثانى « 3 » ) همان نظر فقيهان متقدّم را داشته‌اند . با ظهور فقيه و محقّق بزرگوار ، وحيد بهبهانى ( م 1205 ق ) ، مسلك اخباريگرى افول كرد ؛ امّا وى ضمن تصريح به جزء نبودن شهادت سوم در اذان و بدعت دانستن آن و اعتقاد به حرمتِ گفتن آن به قصد جزئيت ، با تمسّك به قاعده " تسامح در ادلّه سُنَن " و خبر موجود در الاحتجاج طَبَرسى « 4 » و نيز قياس به فرستادن صلوات پس از نام گرامى پيامبر خدا ، گفتن آن را به قصد مطلق قربت و نه به قصد جزئيت براى اذان ، مُخلّ به اذان نمىداند ؛ بلكه آن را مستحب مىشمارد . ساير فقها تا دوره معاصر نيز ، همين نظر را تأييد كرده‌اند . « 5 » خلاصه كلام ، اين كه : فقهاى بزرگ شيعه ، چه قدما و چه متأخّرانشان ، هيچ يك ، شهادت سوم را جزء اذان نمىدانند ؛ امّا بسيارى از آنها معتقدند كه گفتن آن بعد از شهادت بر رسالت خاتم انبيا ، بدون قصد جزئيت ، اشكالى ندارد ؛ بلكه به قصد مطلق ذكر ، مطلوب است .

--> ( 1 ) . الحدائق الناضرة : ج 7 ص 403 . ( 2 ) . ذخيرة المعاد : ج 2 ص 254 . ( 3 ) . الزهران الزوية فى الروضة البهيّة ( مخطوط ) ( به نقل از : كلمات الأعلام حول جواز الشهادة . . . ) . ( 4 ) . قاسم بن معاويه روايت كرد كه : به امام صادق عليه السلام گفتم : اينها در حديث معراج روايت مىكنند كه چون پيامبر خدا به معراج برده شد ، بر عرش ديد . . . و چون خداوند عز و جل ماه را آفريد ، بر آن نوشت : " لا إله إلّا اللّه ، محمّد رسول اللّه ، علىّ أمير المؤمنين " و اينها همان لكّه‌هاى سياهى هستند كه شما در ماه مىبينيد . پس هر گاه يكى از شما مىگويد : " لا إله إلّا اللّه ، محمّد رسول اللّه " ، بايد بگويد : " علىٌّ أمير المؤمنين " ( الاحتجاج : ج 1 ص 365 ح 62 ) . ( 5 ) . ر . ك : كلمات الأعلام حول جواز الشهادة . . . : ص 384 417 .