محمد الريشهري
329
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
كرد ما را پدرم ، از محمّد بن اسحاق كه حديث كرد مرا محمّد بن ابراهيم بن حارث تيمى ، از محمّد بن عبد اللّه بن زيد بن عبد ربّه كه : عبد اللّه بن زيد به من گفت : چون پيامبر خدا دستور داد كه ناقوسى بسازند تا براى جمع شدن مردم به نماز ، ناقوس بزنند ، من در عالم رؤيا مردى را ديدم كه گِرد من مىگردد و ناقوسى در دست اوست . گفتم : اى بنده خدا ! ناقوس را مىفروشى ؟ گفت : با آن چه مىكنى ؟ گفتم : با آن به نماز فرا مىخوانيم . گفت : آيا به چيزى بهتر از اين ، راهنمايىات نكنم ؟ گفتم : چرا . گفت : مىگويى : " اللّه أكبر ، اللّه أكبر ، اللّه أكبر ، اللّه أكبر . أشهد أن لا إله إلّا اللّه . أشهد أن لا إله إلّا اللّه . أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه ، أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه . حىّ على الصلاة ، حىّ على الصلاة . حىّ على الفلاح ، حىّ على الفلاح . اللّه أكبر ، اللّه أكبر . لا إله إلّا اللّه " . سپس كمى از من فاصله گرفت و گفت : هر گاه خواستى نماز را به پا دارى ، [ اين چنين اقامه ] مىگويى : " اللّه أكبر ، اللّه أكبر . أشهد أن لا إله إلّا اللّه . أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه . حىّ على الصلاة . حىّ على الفلاح . قد قامت الصلاة ، قد قامت الصلاة . اللّه أكبر ، اللّه أكبر . لا إله إلّا اللّه " . صبح كه شد ، نزد پيامبر خدا آمدم و آنچه را در خواب ديده بودم ، به ايشان گفتم . فرمود : " رؤياى صادقى است ، إن شاء اللّه ! به همراه بلال ، برخيز و آنچه را در خواب ديدهاى ، به او بگو تا او به آن ، اذان بگويد ؛ چون او صدايش از تو رساتر است " . من با بلال برخاستم و من به او مىگفتم و او آنها را اعلام مىكرد ( اذان مىگفت ) . عمر بن خطّاب ، در خانهاش صداى او را شنيد . در حالى كه ردايش را مىكشيد ، [ با عجله و سراسيمه ] بيرون آمد و مىگفت : اى پيامبر خدا ! سوگند به آن كه تو را به حق برانگيخت ، من نيز چنين خوابى ديدهام . پيامبر خدا فرمود : " خدا را شكر ! " . « 1 » 3 . سُنَنُ ابن ماجَة ابو عبيد محمّد بن عبيد بن ميمون مدنى آورده است كه : حديث كرد ما را
--> ( 1 ) سنن أبى داوود : ج 1 ص 135 ح 499 ، مسند ابن حنبل : ج 5 ص 540 ح 16478 .