محمد الريشهري
89
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
پيامبر خدا فرمود : " چه كسى امشب ، از اين مرد پذيرايى مىكند ؟ " . على بن ابى طالب عليه السلام گفت : من از او پذيرايى مىكنم ، اى پيامبر خدا ! و نزد فاطمه عليهاالسلام آمد و گفت : در خانه چه دارى ، اى دختر پيامبر خدا ؟ فاطمه عليهاالسلام گفت : جز غذاى بچّهها ، چيزى نداريم ؛ امّا ميهمان خود را مقدّم مىداريم . على عليه السلام گفت : اى دختر محمّد ! بچّهها را بخوابان و چراغ را خاموش كن . صبح كه شد ، على عليه السلام نزد پيامبر خدا رفت و ماجرا را به ايشان گفت . هنوز از نزد پيامبر خدا خارج نشده بود كه خداوند ، اين آيه را فرو فرستاد : " و [ ديگران را ] بر خويشتن مقدّم مىدارند ، هرچند خودشان نيازمند باشند . و كسى كه از آزمندىِ نفس خويش ، مصون بماند ، آناناند كه رستگاراناند " . 5755 . مستدرك الوسائل به نقل از عبد اللّه بن مسعود : شبى ، پس از آن كه پيامبر خدا نماز عشا را خواند ، مردى از ميان صف [ نماز ] برخاست و گفت : اى گروه مهاجران و انصار ! من مردى غريب و فقيرم و در مسجد پيامبر خدا ، از شما درخواست كمك مىكنم . به من غذايى بدهيد . پيامبر خدا فرمود : " اى عزيز ! از غربت مگو كه قلبم را آتش زدى . غريبان ، چهار كساند " . [ مردم ] گفتند : آنها كيستند ، اى پيامبر خدا ؟ فرمود : " يكى ، مسجدى در ميان قومى كه در آن ، نماز نمىخوانند ؛ دوم ، قرآنى در دست قومى كه آن را نمىخوانند ؛ سوم ، عالمى در ميان قومى كه جايگاهش را نمىشناسند و به ديدارش نمىروند ؛ و چهارم ، اسيرى در كشور روم ، در ميان كافران خدانشناس " .