محمد الريشهري

473

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

ب دين در خدمت سياست‌مداران فاسد بىترديد ، اين گونه فتاوا در تاريخ اسلام ، نه تنها به تفكيك دين از سياست انجاميد ، بلكه دين را در خدمت دولت‌مردان فاسدى قرار داد كه به نام دين ، حكومت كردند و در پوشش اسلام ، هر چه مىخواستند ، انجام دادند . بدين سان ، جمعى با عنوان محدّث و فقيه ، با تفكيك دين از سياست و با جلوگيرى از قيام مردم مسلمان براى احقاق حقوق خود و حاكم ساختن اسلامِ راستين در جامعه ، دانسته يا ندانسته ، بهترين و كارسازترين خدمات را به طاغوتيانى دادند كه در پوشش اسلام ، بر مسلمانان حكومت مىكردند و بيشترين ضربه را به پيكر اسلام اصيل و تداوم حكومت اسلامى ، وارد ساختند . بىجهت نيست كه امام زين العابدين عليه السلام خطاب به يكى از اين قبيل دانشمندان ، به نام محمّد بن مسلم زُهرى ، ضمن نامه‌اى نصيحت‌آميز ولى تند ، مىنويسد : فَلَم يَبلُغ أخَصُّ وُزَرائِهِم و لا أقوى أعوانِهِم ، إلّا دونَ ما بَلَغتَ مِن إصلاحِ فَسادِهِم وَ اختِلافِ الخاصَّةِ وَ العامَّةِ إلَيهِم ! « 1 » نزديك‌ترين وزيران آنها و نيرومندترين يارانشان ، نتوانستند به اندازه تو ، بر تباهكارىهاى آنها سرپوش بنهند و [ دل‌هاى ] خواص و عوام را به سوى آنان بكشانند . بنا بر اين ، عقل نمىتواند بپذيرد كه خاتم پيامبران الهى و كسى كه نويد مىدهد كه دين او بر همه اديان ، پيروز مىشود و تا دامنه قيامت ، بر جهانْ حكومت مىكند ، به امّتش دستور دهد كه در برابر كسانى كه اصلىترين فلسفه اجتماعىِ ديندارى ( يعنى قيام به قسط ) را هدف گرفته‌اند ، سياستِ شكيبايى و سكوت را پيشه سازند ، و با اين فرمان ، تيشه به ريشه دين خود بزند ؛ بلكه درست به عكس ، او خود ،

--> ( 1 ) تحف العقول : ص 276 ، بحار الأنوار : ج 78 ص 132 ح 2 .