محمد الريشهري
34
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
نكته اوّل ، اين كه ارزشهاى عقلى و شرعى ، در ريشهيابى و تحليل دقيق ، به يك نقطه مىرسند . از امام على عليه السلام نقل شده است : العَقلُ شَرعٌ مِن داخِلٍ ، وَ الشَّرعُ عَقلٌ مِن خارِجٍ . « 1 » عقل ، شريعت درونى است ، و شريعت ، عقل برون . بىترديد ، اگر عقل بتواند حقايق را آن گونه كه هستند درك كند ، به همان نقطه مىرسد كه دين رسيده است ، و بر همين اساس گفته شده است كه : " هر آنچه عقل بِدان حكم كند ، شريعت نيز بِدان حكم مىكند ، و هر آنچه شريعت بِدان حكم كند ، عقل هم بِدان حكم مىكند " « 2 » . با اين نگاه ، آداب عقلى و شرعى ، در واقع ، يكى هستند . نكته دوم ، اين كه آداب اجتماعىِ نامشروع ، در واقع ، ارزش ادبى ندارند ؛ زيرا همانطور كه اشاره شد ، اگر ارزش ادبى داشتند ، شريعت با آنها مخالفت نمىكرد ؛ بلكه زيبا جلوه كردنِ اين گونه آداب ، در حقيقت ، نوعى انحراف روانى است و كسانى كه گرفتار اين انحراف هستند ، به تعبير قرآن " زُيّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمَلِهِمْ ؛ « 3 » كردارهاى زشتشان در ديده آنان زيبا جلوه مىنمايد " . ج تربيت كلمه ادب ، در متون اسلامى ( قرآن و حديث ) ، گاه صرفا در معناى " تربيت " به كار رفته است و آن ، هنگامى است كه با صفتِ خوب و يا بد توصيف مىگردد ، مانند : بِحُسنِ السِّياسَةِ يَكونُ الأَدَبُ الصّالِحُ . « 4 »
--> ( 1 ) . ر . ك : مجمع البحرين : ج 2 ص 1249 . ( 2 ) . البتّه اين ، يك نظر است . براى تفصيل مسئله ، ر . ك : كتابهاى اصولى ، مبحث قاعده ملازمه ميان حكم عقل و شرع . ( 3 ) . توبه : آيه 37 . ( 4 ) . ر . ك : دانشنامه ميزان الحكمه : ج 2 ص 288 ح 983 .