محمد الريشهري

97

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

مىگزارد . حسين عليه السلام در حالى كه خُردْسال بود ، نزديك ايشان بود . هر گاه پيامبر صلى اللّه عليه و آله به سجده مىرفت ، حسين عليه السلام مىآمد و بر پشت ايشان سوار مىشد . آن گاه ، پاهاى خود را مىجنبانْد و مىگفت : " هى ! هى ! " . هر گاه پيامبر خدا مىخواست سر از سجده بردارد ، حسين را مىگرفت و در كنارش مىنهاد و وقتى به سجده مىرفت ، حسين ، مجدّدا بر پشت او سوار مىشد و مىگفت : " هى ! هى ! " . او پيوسته چنين مىكرد تا آن كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله از نمازش فارغ شد . در اين هنگام ، مردى يهودى گفت : اى محمّد ! شما با كودكان ، كارى انجام مىدهيد كه ما چنين نمىكنيم . پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " هان ! اگر شما به خدا و فرستاده‌اش ايمان داشتيد ، به كودكان مهربانى مىكرديد " . مرد يهودى گفت : من به خدا و فرستاده‌اش ايمان مىآورم . بدين ترتيب ، با ديدن اين بزرگوارى از پيامبر صلى اللّه عليه و آله با آن عظمت جايگاه ، اسلام آورد .