محمد الريشهري
329
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
را دوست مىدارد ، دوست دارد . حسين ، سبطى « 1 » از اسباط است " . 5351 . المناقب ، ابن شهرآشوب به نقل از عبد اللّه بن شيبه ، از پدرش : پيامبر صلى اللّه عليه و آله به نمازى فرا خوانده شد ، در حالى كه حسن عليه السلام در آغوش ايشان بود . پيامبر صلى اللّه عليه و آله او را مقابل خود بر زمين گذاشت و نماز خوانْد . وقتى به سجده رفت ، سجده را طولانى كرد . از ميان مردم ، من سرم را بلند كردم . در آن هنگام ، حسن عليه السلام روى شانه پيامبر خدا بود . وقتى سلامِ نماز را داد ، مردم به ايشان گفتند : اى پيامبر خدا ! در نمازت سجدهاى به جاى آوردى كه معمولًا اين گونه سجده نمىكردى . گويا به شما وحى مىشد . ايشان فرمود : " به من وحى نشد ؛ ليكن فرزندم بر شانه من بود و من ، خوش نداشتم او را به شتاب بيندازم ، تا اين كه خودش پايين بيايد " . و در روايت عبد اللّه بن شدّاد آمده است كه : پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " فرزندم بر دوش من سوار شد و خوش نداشتم او را به شتاب بيندازم ، تا اين كه نيازش را برآورده كُند " . 8 / 11 كودكى كردن با كودك و بازى با او 5352 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : نزد هر كس كودكى هست ، بايد با او كودكى كند . « 2 » 5353 . كنز العمّال به نقل از ا نَس : پيامبر خدا با [ دخترْخواندهاش ] زينب دختر امّ سلمه ، بازى مىكرد و پى در پى مىفرمود : " اى زينب كوچولو ، اى زينب كوچولو ! " . 5354 . سنن ابن ماجة به نقل از سعيد بن ابى راشد : يعلى بن مرّه ، اين حديث را نقل كرد
--> ( 1 ) در متن حديث ، واژه سِبط آمده كه در فرهنگ قرآن و حديث ، اشاره به وصايت و جانشينى دارد و به احتمال فراوان ، پيامبر خدا مىخواسته تا مردم را به جانشينان پس از خود ، هدايت كند . ( 2 ) چون كه با كودك سر و كارت فِتاد * پس زبان كودكى بايد گشاد . ( مولوى )