محمد الريشهري
25
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
نياز ، به او داده نمىشد . 3922 . صحيح البخارى به نقل از عمرو بن عوف انصارى : پيامبر خدا ، ابو عبيده جرّاح را به بحرين فرستاد تا جزيه آن را بياورد . پيامبر خدا با مردم بحرين [ بر پرداخت جزيه ] مصالحه كرده و علاء بن حَضرَمى را به اميرى ايشان گماشته بود . ابو عبيده با اموالى از بحرين آمد . انصار ، خبر ورود ابو عبيده را شنيدند . نماز صبح را با پيامبر خدا گزاردند و ايشان ، چون نماز صبح را با آنان خواند ، برگشت . انصار ، جلو او آمدند . پيامبر صلى اللّه عليه و آله ، وقتى آنها را ديد ، لبخندى زد و فرمود : " گمان مىكنم شنيدهايد كه ابو عبيده چيزى آورده است " . گفتند : آرى ، اى پيامبر خدا ! فرمود : " پس مژده باد بر شما و اميدوار باشيد به چيزى كه خوشحالتان مىكند . به خدا سوگند ، من از فقر بر شما نمىترسم ؛ بلكه از اين براى شما مىترسم كه دنيا بر شما گسترده شود ، چنان كه براى پيشينيان شما گسترده شد ؛ و بر سرِ دنيا به رقابت برخيزيد ، همچنان كه آنان به رقابت برخاستند ؛ و دنيا شما را به هلاكت افكنَد ، همچنان كه آنان را به هلاكت افكنْد " . و دنيايى كه مانع خير آخرت مىشود 3923 . تنبيه الخواطر : پيامبر خدا در دعايش مىگفت : " خدايا ! پناه مىبرم به تو از دنيايى كه مانع خير آخرت شود ، و از زندگىاى كه مانع خير مرگ گردد " . ز هنگامى كه دنيا بزرگترين همّت انسان شود 3924 . سنن الترمذى به نقل از ابن عمر : كمتر پيش مىآمد كه پيامبر خدا از مجلسى