محمد الريشهري
89
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
3156 . المستدرك على الصحيحين به نقل از عامر بن سعد : سعد گفت : بر پيامبر خدا وحى نازل شد و او على و فاطمه عليهماالسلام و دو فرزند آنها را زير جامه خود گرفت و گفت : " بار خدايا ! اينان ، خاندان و اهل بيت من هستند " . 3157 . الأمالى ، طوسى به نقل از ابن عبّاس : همراه معاويه بودم ، در حالى كه او در منطقه ذو طوى فرود آمده بود . سعد بن ابى وقّاص ، نزد او آمد و سلام كرد . معاويه گفت : اى اهل شام ! اين ، سعد بن ابى وقّاص است كه دوست على است . پس مردم ، سرِ خود را به زير افكندند و به على عليه السلام دشنام دادند و سعد گريست . معاويه به او گفت : چه چيزى تو را به گريه وا داشت ؟ گفت : چرا نگِريم براى مردى از ياران پيامبر خدا كه نزد تو به دو دشنام داده مىشود و من هم نمىتوانم كارى بكنم ؟ ! در على خصلتهايى هست كه اگر يكى از آنها در من مىبود ، براى من از دنيا و هر آنچه در آن است ، محبوبتر بود . . . . پنجم ، اين آيه : " خداوند ، فقط مىخواهد آلودگى را از شما خاندان [ پيامبر ] بزُدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند " نازل شد و پيامبر صلى اللّه عليه و آله على ، حسن ، حسين و فاطمه عليهم السلام را فرا خواند و گفت : " بار خدايا ! اينان ، خاندان من هستند . پس هر گونه پليدى را از آنها دور كن و كاملًا پاكشان گردان " . 3158 . سنن الترمذى درباره سعد بن ابى وقّاص : معاوية بن ابى سفيان ، سعد را به حكومت برگزيد . معاويه به سعد گفت : چه چيزى مانع از آن مىشود كه به ابو تراب ( على ) دشنام دهى ؟ سعد گفت : هان ! تا وقتى كه سه خصلت را كه پيامبر خدا فرمود ، به خاطر مىآورم ، هرگز به على دشنام نخواهم داد ؛ خصلتهايى كه اگر يكى از آنها در من مىبود ، از اشتران سرخموى براى من محبوبتر مىبود . . . و چون اين آيه نازل شد : " بگو : " بياييد پسرانمان و پسرانتان را . . . فرا بخوانيم " ، پيامبر خدا على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام را فرا خواند و گفت : " بار خدايا ! اينان ، خاندان من هستند " . ك صبيح ، غلام امّ سَلَمه 3159 . المعجم الأوسط به نقل از ابراهيم بن عبد الرحمان بن صبيح ، غلام امّ سلمه ، از جدّش صبيح : بر در خانه پيامبر خدا بودم كه على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام آمدند و در گوشهاى