محمد الريشهري
518
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
حال اگر صدماتى را كه از سوى عوامل گوناگون و بلاياى عمومى ( از قبيل : سرما ، گرما ، توفان ، زلزله ، و با ، طاعون ، فرو رفتن در زمين ، خرابى ، نسلكشى و ساير بلايا ) به انسان وارد مىشوند ، محاسبه كنيم و آنها را در بالاترين حد ، به گونهاى كه عوامل نابود كننده همه را در بر بگيرند ، در نظر بگيريم ، يعنى فرض كنيم كه در هر يكصد سال ، از هزار نفر ، تنها يك نفر بماند و 999 نفر از بين بروند و در نتيجه ، عامل تناسل ، در هر يكصد سال ، تنها يك در هزار را باقى بگذارد ، آن گاه اين عدد را به هفت هزار سال يعنى هفتاد قرن ، ضرب كنيم ، خواهيم ديد كه جمعيت انسانها در دنيا به دو و نيم ميليارد نفر مىرسد ، يعنى تعداد جمعيت امروز جهان « 1 » بر اساس آمارهاى جهانى . اين محاسبه تأييد مىكند كه عمر نوع بشر ، همان مقدارِ گفته شده است ؛ امّا دانشمندان زمينشناس ( دانش شناخت طبقات زمين ) گفتهاند كه عمر زمين ، بيش از ميليونها سال است . آنها فسيل انسانها و اجساد و آثار آنها را يافتهاند كه فراتر از پانصد هزار سال عمر دارند ( بنا بر آنچه آنان گفتهاند ) . اين ، يافته آنهاست ؛ امّا دليل قانع كنندهاى ندارند تا دل را راضى كند كه اين نسلها پى در پى و بدون انقطاع ادامه يافتهاند . پس رواست كه گفته شود : اين نوع [ از موجودات ، ] در زمين پديد آمده ، سپس زياد شده و رشد كرده و زيسته و منقرض شده و مجدّدا پديد آمده و منقرض شده است و اين وضع چندين بار تا نسل كنونى كه آخرين بار است ادامه يافته است . « 2 » بنا بر اين ، به فرض صحّت اين سخن كه عصر زندگى پيامبر خدا ، آغاز هزاره هفتم عمر دنيا از ابتداى آفرينش آدم ابو البشر است ، مىتوان گفت احاديثى كه عمر
--> ( 1 ) . مقصود ، زمان تأليف اين صفحات از الميزان فى تفسير القرآن است . ( 2 ) . الميزان فى تفسير القرآن : ج 4 ص 139 .