محمد الريشهري

409

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

چنين شود ، خداوند ، سلطانى را بر آنان مسلّط مىگردانَد كه نه علم دارد ، نه بردبارى و نه رحم . 3693 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : زمانى بر امّت من فرا مىرسد كه در آن زمان ، باطن‌هايشان پليد و ظاهرشان زيباست ، از سرِ طمع به دنيا ، نه اين كه به واسطه دنيا ، آنچه را [ از ثواب و پاداش ] نزد پروردگارشان است ، بجويند . دينشان از سرِ رياست است و هيچ ترسى [ از خدا ] در وجودشان نيست . كيفر خداوند ، آنان را فرا مىگيرد و چونان شخص در حال غرق شدن ، او را مىخوانند ؛ امّا دعايشان مستجاب نمىشود . 3694 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : زمانى بر امّت من مىآيد كه از قرآن ، جز نوشته‌اش باقى نمىمانَد و از اسلام ، جز نامش . مسلمان ناميده مىشوند ؛ امّا دورترينِ مردم از اسلام‌اند . مسجدهايشان [ از جمعيت ، ] آباد و از هدايت ، خالى است . دين‌شناسان آن زمان ، بدترين دين‌شناسانِ زير سايه آسمان‌اند . فتنه از آنان برمىخيزد و به آنان ، باز مىگردد . 3695 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : به زودى ، زمانى بر شما مىآيد كه در آن ، سه چيز بس كمياب است : درهمى حلال ، يا برادرى همدل ، يا سنّتى كه به آن عمل شود . 3696 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : زمانى بر مردم فرا مىرسد كه در آن زمان ، دل مؤمن در درونش آب مىشود ، آن سان كه سُرب در آتش آب مىشود و اين نيست ، مگر به سبب بلا و بدعت‌هايى كه در دين مردم مىبيند و نمىتواند تغييرشان دهد . 3697 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : زمانى بر مردم فرا مىرسد كه در آن ، از عالم پيروى نمىشود . . . . نه معروفى را [ معروف ] مىشناسند و نه منكرى را زشت مىشمارند . شخص