محمد الريشهري

23

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

خداوند ريزبين و آگاه ، به من خبر داد كه اين دو ، هيچ گاه از يكديگر جدا نمىشوند تا آن كه در كنار حوض [ كوثر ] بر من در آيند ، همانند اين دو ( دو انگشت نشانه‌اش را كنار هم نهاد ) ، و نمىگويم همانند اين دو ( انگشت نشانه و ميانه‌اش را كنار هم گذاشت ) كه يكى از ديگرى جلوتر باشد . پس ، به اين دو ، چنگ زنيد تا نلغزيد و گم‌راه نشويد ، و از آنها پيشى نگيريد كه به گم‌راهى در مىافتيد " . ز واپسين لحظات زندگى پيامبر 3119 . دعائم الإسلام : از ابو ذر برايمان روايت شده است كه وى پس از درگذشت پيامبر خدا در مراسم حج حاضر شد و چون مردم در طواف گِرد آمدند ، او بر در كعبه ايستاد و حلقه در را گرفت و سه بار صدا زد : اى مردم ! مردم ، گِرد آمدند و به گوش دادن ايستادند . ابو ذر گفت : آن كه مرا مىشناسد ، مىشناسد ، و آن كه مرا نمىشناسد ، بداند كه من ، ابو ذر غِفارى هستم . حديثى را كه از پيامبر خدا شنيده‌ام ، برايتان باز مىگويم . شنيدم كه ايشان ، در هنگام احتضارش مىفرمايد : " من ، دو چيز گران‌سنگ در ميان شما بر جاى مىنهم : كتاب خدا ، و عترتم [ يعنى ] اهل بيتم . اين دو هرگز از يكديگر جدا نمىشوند تا آن كه در كنار حوض [ كوثر ] بر من درآيند ، مانند اين دو ( دو انگشت نشانه دو دستش را كنار هم گذاشت و برابر قرارشان داد ) " و فرمود : " و نمىگويم مانند اين دو ( و انگشت ميانه و نشانه دست راستش را كنار هم قرار داد ) ؛ زيرا يكى از آنها جلوتر از ديگرى است . بدانيد كه حكايت اين دو در ميان شما ، حكايت كشتى نوح است كه هر كس در آن نشست ، نجات يافت و آن كه ننشست ، غرق شد " . 3120 . مسند زيد به نقل از زيد بن على ، از پدرش ، از جدّش ، از على عليهم السلام : چون بيمارى پيامبر صلى اللّه عليه و آله شدّت يافت ، در حالى كه اتاق ، آكنده از جمعيت بود ، فرمود : " حسن و حسين را برايم صدا زنيد " . من ، آن دو را صدا زدم . پيامبر صلى اللّه عليه و آله شروع به بوسيدن آن دو كرد تا آن كه از هوش رفت . " بگذارشان تا از من لذّت برند و من از آنان لذت ببرم ؛ زيرا به زودى پس از من به اين دو ، ستم خواهد رسيد " . سپس فرمود : " اى مردم ! من در ميان شما كتاب خدا و سنّتم و عترتم [ يعنى ] اهل بيتم را جانشين خود قرار مىدهم . پس آن كه كتاب خدا را وا گذارَد ، همچون كسى است كه سنّت مرا