محمد الريشهري

17

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

ج مسجد خَيف 3113 . تفسير القمّى : پيامبر خدا ، در حجّة الوداع در مسجد خَيف فرمود : " من پيش از شما مىروم و شما در كنار حوض [ كوثر ] بر من وارد مىشويد ؛ حوضى كه پهنايش از بُصرا « 1 » تا صَنعا « 2 » است و در آن ، جام‌هايى سيمين به شمارِ ستارگان وجود دارد . بدانيد كه من ، درباره دو گران‌سنگ از شما خواهم پرسيد " . گفتند : اى پيامبر خدا ! دو گران‌سنگ ، چيست ؟ فرمود : " كتاب خدا كه گران‌سنگِ بزرگ‌تر است . يك طرف آن در دست خداست و طرف ديگرش در دست شما . پس بدان چنگ زنيد كه هرگز گم‌راه نمىشويد و هيچ گاه نخواهيد لغزيد . و گران‌سنگ كوچك‌تر ، عترت من و اهل بيت من‌اند . خداوند ريزبين و آگاه ، مرا خبر داد كه اين دو ، هرگز از يكديگر جدا نمىشوند تا آن كه در كنار حوض [ كوثر ] بر من درآيند . آن دو به سان اين دو انگشت من‌اند ( و دو انگشت نشانه‌اش را كنار هم قرار داد ) . نمىگويم همانند اين دو ( و انگشت نشانه و ميانه‌اش را كنار هم نهاد ) كه يكى بر ديگرى فزونى دارد " . د مسجد الحرام 3114 . تاريخ اليعقوبى پيامبر صلى اللّه عليه و آله در سال دهم [ هجرى ] آخرين حَجّةُ الإسلامِ ( حجّ تمتّعِ ) خود را به جا آورد . . . و در محلّ زمزم ، توقّف كرد و به ربيعة بن اميّة بن خَلف كه كودكى بود دستور داد زير سينه شتر ايشان بِايستد و به او فرمود : " اى ربيعه ! بگو : اى مردم ! پيامبر خدا مىگويد : شايد شما ديگر مرا در چنين حالى نبينيد . چنين موقعيتى را دريابيد . آيا مىدانيد اين چه شهرى است ؟ آيا مىدانيد اين چه ماهى است ؟ آيا مىدانيد امروز ، چه روزى است ؟ " . مردم گفتند : آرى ! اين ، شهر حرام و ماه حرام و روز حرام است . پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " پس ، خداوند ، خون‌ها و اموال شما را همانند حرمت اين شهرتان

--> ( 1 ) دو بُصرا داريم : يكى در شام كه از توابع دمشق است ، و ديگرى از روستاهاى بغداد كه نزديك عُكبَرا قرار دارد . اوّلى ، در عصر پيامبر صلى اللّه عليه و آله شهرت داشت و از مراكز تجارت دوم و شام بود . ( 2 ) صنعاء : شهرى است در يمن و از نيكوترين شهرهاى آن است .