محمد الريشهري

35

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

در حالى كه دورترينِ مردم از اسلام‌اند ؛ مسجدهايشان [ از بنا ] آباد است ، امّا از هدايت ، خراب ( تُهى ) هستند . دين‌شناسان ( فقيهان ) آن روزگار ، بدترين دين‌شناسانِ زير اين آسمان كبودند . فتنه و گم‌راهى از آنها بر مىخيزد و [ باز ] به آنها بر مىگردد . 2231 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : به زودى زمانى بر امّت من مىآيد كه درون‌هايشان ، پليد است و ظاهرشان را نيكو مىسازند و انگيزه‌شان در اين ظاهر سازى ، طمع دنياست ، نه كسب آنچه [ از رضايت و ثواب ] نزد پروردگارشان ، خداست . دينشان ، ريايى است و خوفى [ از خدا ] با وجود آنها آميخته نيست . خداوند ، كيفرى از خود را شامل حال همه آنها مىكند و آنها او را مانند دعاى غريق مىخوانند ؛ امّا دعايشان به اجابت نمىرسد . 2232 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : به زودى روزگارى بر مردم فرا مىرسد كه در آن ، حكومت جز با كشتار و خودكامگى ، و ثروت و توانگرى ، جز با غصب و بخل‌ورزى ، و محبوبيّت ، جز با كنار گذاشتن دين و پيروى از هوا و هوس به دست نمىآيد . پس هر كس آن زمان را درك كند و با آن كه مىتواند توانگر شود ، بر نادارى صبر كند و با آن كه مىتواند محبوبيّت را به دست آورد ، بر بغض [ و نفرت مردم ] شكيبايى ورزد و با آن كه مىتواند قدرت به چنگ آورد ، بر بركنارى از قدرت صبر كند ، خداوند ، ثواب پنجاه صدّيق از صدّيقانى كه مرا تصديق كرده‌اند ، به او عطا خواهد كرد . 2233 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : به زودى بعد از من ، مردمانى مىآيند كه غذاهاى لذيذ و رنگارنگ مىخورند و بر مركَب‌ها سوار مىشوند و مانند زن كه خودش را براى شوهرش بَزَك مىكند ، خويشتن را مىآرايند و مانند زنان ، خودآرايى و جلوه‌گرى مىكنند و هيئتشان ، هيئت سلاطين گردنكش است . آنان ، منافقان آخر زمان اين امّت هستند . . . قبله‌هاى ( آمال ) آنان ، زنانشان است و شرافت [ و شخصيتشان ] ، درهم و دينار . 2234 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : به زودى بعد از شما مردمى مىآيند كه غذاهاى خوش‌مزه و رنگارنگِ دنيا را مىخورند و با زنان زيباروى و رنگارنگ ، ازدواج مىكنند . . . به دنيا سخت مىچسبند و روز و شب ، رو به سوى آن دارند و به جاى خدايشان ، دنيا را به خدايى مىگيرند . 2235 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله : به زودى در آخر زمان ، عالمانى مىآيند كه مردم را به دل بركَندن از دنيا مىخوانند ، امّا خود ، زهد نمىورزند ؛ به آخرت ترغيب مىكنند و خود ، بدان رغبت نمىكنند ؛ از وارد شدن به دستگاه حكمرانان نهى مىكنند ، امّا خود از اين كار ، خوددارى نمىورزند ؛ از تهىدستان