محمد الريشهري
57
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
3 / 64 مُفْضِل و متفضِّل واژهشناسى " مُفْضِل " و " مُتَفضِّل " صفت " مُفضِل ( بيش از استحقاقْ بخشنده ) " ، « 1 » اسم فاعل از " أَفْضَلَ ، يُفْضِلُ " است و " مُتفضِّل " ، اسم فاعل از " تَفَضَّلَ ، يَتَفَضَّلُ " است . اين هر دو ، از ريشه " فضل " هستند كه به فزونى در چيزى دلالت مىكند و از همين معناست واژه " فضل " ، به معناى فزونى و نيكى ، و " إفضال " به معناى احسان و نيكى كردن . مُفضِل ، به معناى كسىاست كه بيشاز استحقاقْ مىبخشد ونيكى مىكند . مُتفضِّل نيز گاه به همان معناى مُفضِل و احسان كننده است ، و گاه به معناى كسى است كه ادّعاى برترى بر همتايان خود را مىكند ، كه به اين معنا ، در مورد خدا به كار نمىرود . مُفْضِل و مُتَفضّل ، در قرآن و حديث در قرآن كريم ، برگرفتههاى ريشه " فضل " ، 104 بار در مورد خدا به كار رفته است ؛ امّا صفات مُفضِل و مُتفضِّل ، به كار نرفتهاند . بر اساس قرآن و احاديث ، خداى پاك ، بيش از استحقاقْ بخشنده است ؛ بلكه او داراى فزونبخشىِ سترگ است . در توضيح اين مطلب ، بايد گفت كه فضل ، به معناى فزونى است و مقصود ، بخشيدن چيزى بيش از شايستگى است . از آن جا كه موجودات جهان ، حقّى بر خدا ندارند و هيچ يك از نعمتهايى كه خدا در اين جهان به آنان داده ، از سرِ استحقاق نبوده است ، پس همه نعمتهاى بخشيده شده كه نعمتهاى سترگى هستند ، از سرِ فضل و بخششِ بيش از استحقاق ، داده مىشوند . در برخى آيات و احاديث ، خدا نسبت به همه انسانها داراى فضل دانسته شده و در برخى آيات و احاديث ديگر ، تنها نسبت به انسانهايى خاص ، همچون ايمانآورندگان . اين دو دسته از آيات و احاديث ، به دو نوع فضل و بخشش اشاره دارند : بخشش عمومى ، كه همه انسانها را فرا مىگيرد ، و بخشش ويژه ، كه تنها شامل برخى انسانها مىشود ؛ يعنى كسانى كه خدا را اطاعت مىكنند .
--> ( 1 ) مقصود از " بيش از استحقاقْ بخشنده " ، اعم از موردى است كه دريافت كننده بخشش ، حقّى داشته ، امّا بيش از آن دريافت كرده ، و موردى كه هيچ حقّى در ميان نباشد . دليلِ آن كه در مورد اخير ، از واژه " بىاستحقاقْ بخشنده " استفادهنشد ، اين بود كه ريشه " فضل " ، بر فزونى دلالتدارد و كلمه " بيش " نيز بيانگر فزونى است .