محمد الريشهري

43

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

بيست بار به صورت فعلى به خدا نسبت داده شده است . در قرآن كريم ، عبارت " زنده مىكند و مىميراند " ، نُه بار تكرار شده است ، و مضمون " خدا مردگان را زنده مىكند " ، هفت بار و معناى " بيرون آوردن زنده از مُرده " و عكس آن ، چهار بار ، و معناى " زنده كردن زمين پس از مرگ آن " ، نُه بار آمده است . قرآن و احاديث ، خدا را سرچشمه زندگى و مرگ ، ذكر كرده‌اند ؛ امّا زندگى و مرگ ، به دو معناى ظاهرى و معنوى آمده است : منظور از " زندگى و مرگ ظاهرى " ، زندگى و مرگ زمين و گياه و حيوان و انسان است . از آثار اين زندگى ، تغذيه ، رشد ، ادراك و توانايى است و از آثار مرگ ظاهرى ، نابودى آثار زندگى ظاهرى است . مقصود از " زندگى و مرگ معنوى " ، زندگى و مرگ دل‌هاست ؛ زيرا سرچشمه زندگى معنوى ، حكمت ، فضايل اخلاقى و عنايت خداوند ، و سرچشمه مرگ معنوى ، پيروى از تمايلات نفْسانى و گناهان و نادانى است . خدا ، سرچشمه زندگى و مرگ ظاهرى ، و نيز سرچشمه زندگى معنوى است ؛ امّا سرچشمه مرگ معنوى ، خود انسان و اراده سوء اوست . قرآن " فرمان‌روايىِ آسمان‌ها و زمين ، از آنِ اوست . زنده مىكند و مىميراند ، و او بر هر چيزى تواناست " . " آيا از [ حالِ ] آن كس كه چون خدا به او پادشاهى داده بود [ و بدان مىنازيد و ] با ابراهيم درباره پروردگارش محاجّه [ مى ] كرد ، خبر نيافتى ؟ آن گاه كه ابراهيم گفت : " پروردگار من ، همان كسى است كه زنده مىكند و مىميرانَد " . گفت : " من [ هم ] زنده مىكنم و [ هم ] مىميرانم " . ابراهيم گفت : " خدا [ ىِ من ] ، خورشيد را از خاور برمىآورَد ، تو آن را از باختر