محمد الريشهري

35

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

كه دور نمىشوى ، و توانايى كه با او مخالفت نمىشود ، و آمرزنده‌اى كه ستم نمىكنى ، و بىنيازى كه تغذيه نمىكنى ، و پاينده‌اى كه نمىخوابى ، و اجابت كننده‌اى كه خسته نمىشوى ، و چيره‌اى كه يارى نمىشوى . 3 / 59 محيط واژه‌شناسى " مُحيط " صفت " مُحيط ( فراگيرنده ) " ، اسم فاعل از " أحاطَ ، يُحيطُ " و از ريشه " حوط " به معناى " حلقه زدن چيزى بر چيز ديگر " است . " حوط " ، چيز گِردى از نقره است كه زن بر پيشانى خود مىبندد . " حائط " ، به معناى ديوار است ؛ چون ديوار ، اشياى درون خود را فرا مىگيرد . جمله " أحاط القوم بالبلد إحاطةً " ، به اين معناست كه : " مردم از همه طرف به دور شهر ، حلقه زدند " . از سوى ديگر ، حَوَطَ ، در نگهدارى و مراقبت نيز به كار مىرود . ابن اثير گفته است : حاطه ، يحوطه ، حوطاً و حياطةً ، وقتى به كار مىرود كه كسى چيزى را نگهدارى و مراقبت كرده ، از آن دفاع كند و همه توجّه خود را معطوف بر مصالح ( منافع ) آن نمايد . و مناسبت ميان حلقه زدن و دور چيزى چرخيدن ، و نگهدارى و مراقبت ، روشن است . گويا نگهدارى كننده از چيزى ، با حلقه زدن و دور آن چيز چرخيدن ، آن را از آسيب‌ها و خطرها حفظ مىكند . جمله " أَحطتُ به علماً " ، بدين معناست كه دانش من ، آن را از هر سو فرا گرفته ( بدان احاطه يافته ) است و به آن ، آگاهى دارم و چيزى از آن ، از دست نرفته است .