محمد الريشهري

83

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

إنَّ اللّهَ . . . جَبَلَ بَعضَ المُؤمِنينَ عَلَى الإِيمانِ فَلا يَرتَدّونَ أبَدا ، ومِنهُم مَن اعيرَ الإِيمانَ عارِيَّةً ، فَإِذا هُوَ دَعا وألَحَّ فِى الدُّعاءِ ماتَ عَلَى الإِيمانِ . « 1 » خداوند . . . ، طبيعت برخى از مؤمنان را چنان بر ايمان سرشته كه هرگز مرتد نمىشوند ، و براى برخى ديگر ، ايمان را به عاريت گذاشته كه اگر دعا كند و اصرار بورزد ، بر ايمان خواهد مُرد . اين دو روايت به روشنى دلالت دارند بر اين كه انسان در سير تكاملى خود ، گاه در اثر مجاهدت به مرتبه والايى از ايمان دست مىيابد كه ديگر ، قابل زوال نيست ، بدين معنا كه خداوند متعال ، مصونيت وى را از لغزش ، تضمين مىكند . در چنين مرتبه‌اى ، ايمان ، جزء لاينفكّ طبيعت انسان مىگردد و بدين سان ، آفرينش او در جهت ايمانى پايدار قرار مىگيرد . به‌عكس ، گاه انسان در نتيجه كارهاى ناشايست به نقطه‌اى از كُفر مىرسد كه اين صفت ، ضميمه ذات او مىگردد و آفرينش او در جهت كُفرى پايدار كه هرگز روى سعادت را نخواهد ديد ، قرار مىگيرد . بر پايه اين نظريه ، اگر ايمان حقيقى تا به درجه‌اى از كمال نرسد كه جزء طبيعت انسان گردد ، قابل زوال است و هنگامى كه به درجه مورد اشاره رسيد ، قابل زوال نيست ؛ امّا نه به دلايلى كه علم الهُدى بدان استناد جسته است ، و نه بدان جهت كه علم قطعى محال است كه به جهل مبدّل گردد ، و نه بر اساس تفصيل ميان ايمانِ مستند به علم قطعى و ايمانِ مستند به ظنّ قوى ، چنان كه علّامه مجلسى آورده است ؛ بلكه به دليل آن كه وقتى ايمان كمال يافت ، مؤمن ، مصونيت الهى مىيابد .

--> ( 1 ) ر . ك : الكافي : ج 2 ص 419 ح 5 .