محمد الريشهري

533

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

3 / 49 قاهر ، قَهّار واژه‌شناسى " قاهر " و " قهّار " صفت " قهّار ( بسيار چيره ) " ، مبالغه در " قاهر ( چيره ) " از مادّه " قهر " به معناى چيرگى است . از اين روست كه قاهر و قهّار ، دو صفت نسبى هستند كه بيانگر گونه‌اى از پيوند يك موجود با موجودى ديگرند . قاهر و قهّار ، در قرآن و حديث قرآن كريم ، صفت " قاهر " را دو بار با تعبير : " اوست چيره بر فراز بندگانش " و صفت " قهّار " را شش بار همراه با صفت " واحد ( يكتا ) " به كار برده است . در احاديث ، چيره بودن خداى سبحان ، به گونه مطلق و نسبت به همه چيزهاست . از سوى ديگر ، چيره بودن خدا ، مانند چيره بودن آفريده‌ها نيست ؛ چرا كه چيرگى آفريده‌ها معمولًا با حيله و نيرنگ و درماندگى آميخته است و چيره بودن آنها از يك جهت ، همراه با مغلوب بودن از جهتى ديگر است . چيرگى خداى و الا ، به اين معناست كه چون موجودات ، آفريده خدا هستند و به او پا برجايند ، در هستى و همه شئون خود ، به او نيازمندند و در پيشگاه او ، جامه خوارى و بينوايى بر تن دارند . قرآن " و اوست كه بر بندگان خويش چيره است ؛ و اوست فرزانه آگاه " . " و اوست كه بر بندگانش قاهر [ و غالب ] است ؛ و نگهبانانى بر شما مىفرستد ، تا هنگامى