محمد الريشهري

485

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

3 / 37 صادق واژه‌شناسى " صادق " صفت " صادق ( راستگو ) " ، اسم فاعل است از مادّه " صدق " ، به معناى نيرومندى در چيزى است ، خواه سخن باشد يا غير آن . صدق ، خلاف كذب است ؛ چرا كه دروغ ، نيرويى ندارد و باطل است . اصل اين معنا ، از اين گفتار آمده است : " شىءٌ صِدق ؛ چيزى است استوار " . صادق ، در قرآن و حديث در قرآن كريم ، برگرفته‌هاى مادّه " صدق " ، دوازده بار به خداى متعال نسبت داده شده است . خداى سبحان در اين آيات ، گاه به راستى در گفتار ، گاه به راستى در وعده ، و گاه نيز به مطلقِ راستى وصف گشته است . مىسزد كه در باب وجه مناسبت ميان راستىِ خدا در گفتار و وعده ، با معناى لغوى صدق ( نيرومندى ) ، بگوييم كه خداى متعال ، به سبب نيرومندى در گفتار و وعده‌اش ، راستگو و راستْ وعده است ؛ يعنى گفتار او مطابق با واقع است ، هيچ دروغى در آن نيست و او خُلف وعده نمىكند ؛ بلكه او راستگوترينِ راستگويان است ؛ زيرا او نيرومندترينِ نيرومندان است و هر نيرويى از جانب اوست . قرآن " و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند ، به زودى آنان را در بوستان‌هايى كه از زير [ درختان ] آن ، نهرها روان است ، در مىآوريم . هميشه در آن جاودان‌اند . وعده خدا راست است ، و چه كسى در سخن ، از خدا راستگوتر است ؟ " .