محمد الريشهري

469

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

3 / 32 سلام واژه‌شناسى " سلام " واژه " سلام ( سلامت / آرامش / آشتى ) " ، بر گرفته از " سلم " است كه بر مُسالمت و سلامت و آسايش و پيراسته بودن از عيب و كاستى و بيمارى دلالت دارد . سلام ، يا مصدر ثلاثى مجرّد است و يا مصدر باب تفعيل . به گفته ابن منظور ، سلام در اصل ، سلامت است . گفته مىشود : " سَلِمَ ، يسلم ، سلاما و سلامةً " و از اين‌جا اهل علم گفته‌اند : " خدا كه ستايش او شكوهمند است سلام است ؛ زيرا از هر عيب و كاستى و نابودىاى كه به آفريدگان در مىرسد ، در سلامت است " . اگر مصدر باب تفعيل باشد ، از " سلّم ، يسلّم ، تسليما و سلاما " آمده و در حقّ خداى و الا ، به معناى آن است كه او سرچشمه سلام ( آرامش ) است ؛ يعنى از ناگوارى مىرهانَد . سلام ، در قرآن و حديث برگرفته‌ها از مادّه " سلم " ، در قرآن كريم ، چهار بار به خدا نسبت داده شده است و مراد از سلام در آيه شريف " او خدايى است كه خدايى جز او نيست ؛ فرمان‌رواى بسيار پاك و سلام " ، هر يك از دو معنايى كه در واژه‌شناسى گذشت ، امكان دارد . اما در آيات شريفِ : " [ بر بهشتيان ] سلام است ؛ سخنى از پروردگارى مهربان " و " گفته‌شد : اى نوح ! با سلامى از ما ، فرود آى " و " امّا خدا سلام بخشيد " ، معناى دوم