محمد الريشهري

417

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

3 / 23 حى واژه‌شناسى " حَى " واژه " حَىّ ( زنده / جاودان ) " ، صفت مشبّهه از مادّه " حيى " است كه دو معناى اصلى دارد : يكى خلافِ مرگ ، يعنى زندگى ، و ديگرى آزرم داشتن كه ضدّ بىشرمى است . حى ، برگرفته از معناى نخست است . فيلسوفان و متكلّمان ، در تفسير حيات الهى اختلاف دارند ؛ ولى آنان همگى ، دانش و توانايى را در تفسير اين صفت ، ياد كرده‌اند . برخى بر آن‌اند كه معناى آن ، " فعّال درّاك ( كنشگر دريابنده ) " است و برخى ديگر بر اين نظرند كه حيات ، مبدأ دانش و توانايى است . برخى نيز گفته‌اند كه " معناى حَى ، آن است كه محال نيست كه داناى توانا باشد " . حى ، در قرآن و حديث قرآن كريم ، صفت " حَىّ " را همراه با صفت " قيّوم ( پايدار / پاينده ) " در سه جا به خداوند عز و جلنسبت داده است و در يك‌جا با تعبير " او را خوابِ سبك و خواب گران نمىگيرد " ، و در سه جا با تعبير " خدايى جز او نيست " و در يك موضع با تعبير " آن كه نمىميرد " ياد كرده است و عبارت " زنده مىكند و مىميراند " ، نُه بار و عبارت " زنده مىكنيم و مىميرانيم " دو بار تكرار شده و زنده كردن مردگان ، هفت بار به خداوند