محمد الريشهري
373
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
نيست . بدى كردم و بر خويشتن ، ستم نمودم . پس بر من باز گرد كه تو بىگمان ، توبهپذيرِ مهربانى . 1237 . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله در نيايش : اى آن كه او آمرزنده اهل آسمانها و زمين است ، خدايا ! اى آن كه او توبهپذير اهل آسمانها و زمين است ، خدايا ! 3 / 14 جابر ، جبّار واژهشناسى " جابر " و " جبّار " صفت " جابر ( به سامان كننده ) " ، اسم فاعل از " جَبَر ، يَجْبُرُ " از مادّه " جبر " است كه آن هم گونهاى از سترگى و بلندْ پايگى و ايستادگى است و جبر ، آن است كه انسان از هر نيازى ، بىنياز گردد . گفته مىشود : " جبرتُ العظم جبرا ؛ آن را به سامان كردم " و " وجبرتُ اليتيم ؛ به او عطا كردم " . راغب مىگويد : معناى اصلى جبر ، بهسامان كردن يك چيز با گونهاى از چيرگى است . . . و گاه جبر ، درباره بهسامان كردنِ تنها ( عارى از قهر ) . . . و گاه درباره قهر تنها به كار مىرود . ابن فارس مىگويد : صفت " جبّار ( چيره ) " نيز ساخت مبالغه از " أَجْبَرَ ، يُجْبِرُ " از مادّه " جبر " است . گفته مىشود : " أجبرت فلانا على الأمر ؛ فلانى را بر آن كار ، مجبور كردم " و اين ، جز با چيرگى و گونهاى از بزرگگيرى خود در برابر او ، شدنى نيست .