محمد الريشهري
355
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
در توضيح اين دو ويژگى ، بايد گفت كه معناى لغوى " بدىء " و " بديع " ، آغاز كردن يك شىء و پديد آوردن ابتدايى آن بدون پيشينه است و پيشينه داشتن يك چيز ( ابتدايى نبودن آن ) ، يا از جهت مادّه است و يا از جهت صورت . به عبارت ديگر ، وجود پيشينه براى يك چيز ، يا به اين است كه مادّه اوّليه آن ، از پيشموجود باشد و سازنده ، شىء را از آن بسازد و يا به اين است كه صورت آن ، از پيش موجود باشد . اين دو گونه از پيشينه ، در كار خيّاطى كه " پارچه " را بر اساس " الگوى از پيش موجود " ، مىبُرند و آن را مىدوزند و لباسى به شكل الگو به وجود مىآورند ، به روشنى قابل ملاحظه است . احاديث ، هر دو گونه پيشينه را در پديد آوردن و ايجاد اشيا به وسيله خداوند ، نفى كردهاند . قرآن " [ او ] پديد آورنده آسمانها و زمين [ است ] و چون به كارى اراده فرمايد ، فقط مىگويد : " [ موجود ] باش ! " . پس [ فوراً موجود ] مىشود " . " پديدآورنده آسمانها و زمين است . چگونه او را فرزندى باشد ، در صورتى كه براى او همسرى نبوده ؟ و هر چيزى را آفريده ، و اوست كه به هر چيزى داناست " . " و اوست آن كس كه آفرينش را آغاز مىكند و باز آن را تجديد مىنمايد ؛ و اين [ كار ] بر او آسانتر است . و در آسمانها و زمين ، نمونه و الا [ ى هر صفت برتر ] از آنِ اوست ؛ و اوست شكستناپذيرِ سنجيدهكار " . " روزى كه آسمان را همچون درهم پيچيدن صفحه نامهها ، درهم مىپيچيم . همان گونه كه بار نخست ، آفرينش را آغاز كرديم ، دوباره آن را بازمىگردانيم . وعدهاى است بر عهده ما ، كه ما انجامدهنده آنيم " .