محمد الريشهري
337
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
بارئ ، در قرآن و حديث در قرآن كريم ، صفت " بارئ " چهار بار به كار رفته است : يكبار با واژه " البارئ ( آفريننده ) " ، دوبار با واژه " بارئكم ( آفريننده شما ) " و يك بار با تعبير " نبرأها ( آن را بيافرينيم ) " كه در صورت فعلى به خداوند متعال نسبت داده شده است . احاديث ، ويژگىهاى اين صفت را تبيين كردهاند . برخى احاديث ، خداوند را بارئ ( آفريننده ) همه اشيا و آفريدهها ذكر كردهاند : " اى آفريننده هر چيز ! " ، " آفريننده تمام آفريدهها " . برخى احاديث نيز آفرينندگى خدا عز و جل را بدون الگوى پيروى شده ، دانستهاند : " منزّه است آفريننده همه چيز ، بىهيچ نمونهاى كه ازديگرى بر جاى مانده باشد " . از اين رو ، خداوند ، اشياى جهان را بر پايه الگوهاى ازلىِ خلقناشده نيافريده است و آن گونه كه افلاطون مىپندارد ، « 1 » فعل خدا تابع مثالها و صوَر ازلىِ ثابت نيست . ابن اثير ، اين ويژگى را در تعريف " بارئ " آورده و گفته است : بارئ ، كسى است كه آفريدهها را بدون الگو آفريده است . « 2 »
--> ( 1 ) چون خدا مىخواست همه چيز تا حدّ امكان خوب شود ، نه بد ، و چون ديد هر چه محسوس و ديدنى است ، ثبات و آرام ندارد ؛ بلكه گرفتار جنبشى بىنظم و سامان است . از اين رو ، بىنظمى را به نظم ، مبدّل ساخت . پس از آن كه اين نكته را پذيرفتيم ، بايد به سؤالى كه به دنبال آن مىآيد ، بپردازيم : استادِ سازنده ، در هنگام ساختن جهان ، كدام ذات زنده را سرمشق خود قرار داد تا اثرى كه پديد مىآورد ، شبيه آن باشد ؟ جهان را نمىتوان به يكى از چيزهايى كه از نوع " جزء " اند ، تشبيه كرد ؛ زيرا آنچه به ناقص شبيه است ، نمىتواند زيبا باشد ؛ ولى ميان جهان و آن چيزى كه همه ذوات زنده ، هم تك به تك و هم بر حسب نوع ، جزء آناند ، شباهت كامل مىتوان يافت . ( 2 ) . بنا بر اين ، " بارئ " ، اخص از خالق است ؛ چرا كه " خالق " در آفرينش بر اساس الگو و يا بدون الگو اطلاق مىشود ، در حالى كه " بارئ " فقط بر نوع اخير دلالت مىكند . البتّه در احاديث ، خالق بودن خدا ، بدون الگوى از پيش موجود ، دانسته شده است .