محمد الريشهري

331

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

از سوره حديد آمده است : " اوست اوّل و آخر و ظاهر و باطن ؛ و او به هر چيزى داناست " . علّامه سيّد محمّد حسين طباطبايى گفته است : منظور از اوّل بودن و آخر بودن خداوند ، احاطه او به تمام اشياست . هر موجودى كه اوّل فرض شود ، از آن جا كه خداوند متعال بر آن احاطه دارد ، خداوند ، پيش از او قرار مىگيرد ، و هر موجودى كه آخِر فرض گردد ، خداوند متعال به دليل احاطه بر او ، پس از آن است . . . . بنا بر اين ، اوّل بودن و آخر بودن خداوند ، دو فرع از فروع صفت " محيط " است و محيط ، خود از شاخه‌هاى قدرت مطلق اوست . . . و ممكن است كه چهار نام ( اوّل ، آخر ، ظاهر و باطن ) را از فروع احاطه وجودى او بگيريم . . . ؛ چون وجود او قبل از وجود هر چيز و بعد از وجود هر چيز است . « 1 » گفتنى است در احاديثى كه ملاحظه خواهيم كرد ، اوّل و آخر بودن خداوند ، به معناى اوّل و آخر بودن در وجود ، تفسير شده است . بنا بر اين ، اوّل و آخر بودن خداوند ، به يگانگى او در ازلى و ابدى بودن باز مىگردد . 2 . اوّل و آخر نسبى كاربرد واژه " أوّل " و " آخِر " در قرآن و حديث ، براى غير خداوند متعال ، نسبى است ، مانند : " أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ * « 2 » ( نخستين مسلمان ) " و " أَوَّلُ الْعابِدِينَ « 3 » ( نخستين پرستشگر ) " و غير اين دو . بنا بر اين ، آنچه در تبيين ويژگىهاى اهل بيت عليهم السلام در زيارت آنان آمده كه : " شما

--> ( 1 ) الميزان في تفسير القرآن : ج 19 ص 145 . ( 2 ) انعام : آيه 163 . ( 3 ) زخرف : آيه 81 .