محمد الريشهري

261

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

بهترين عامل انقطاع از غير خدا ، عشق و محبّت اوست . كيمياى محبّت ، چنان سالك را به خدا جذب مىكند كه پيوند جانش را از هر چه جز اوست ، مىبُرَد و هر چه محبّت بيشتر گردد ، حالت انقطاع از غير و اتّصال به معدن عظمت ، افزون‌تر مىگردد . پنج . احياى عقل و ميراندن نفس با به كار بستن ره‌نمودهاى چهارگانه‌اى كه شرح آن گذشت ، به تدريجْ قواى عقلانىِ سالك الى اللّه ، رشد مىكند و هوس‌هاى حيوانى ، در او مىميرند تا آن كه به اين نقطه مىرسد كه امير مؤمنان در وصف او مىفرمايد : قَد أَحيا عَقلَهُ ، و أَماتَ نَفسَهُ ، حَتّى دَقَّ جَليلُهُ ، و لَطُفَ غَليظُهُ ، و بَرَقَ لَهُ لامِعٌ كَثيرُ البَرقِ ، فَأَبانَ لَهُ الطَّريقَ و سَلَكَ بِهِ السَّبيلَ ، و تَدافَعَتهُ الأَبوابُ إلى بابِ السَّلامَةِ ، و دارِ الإقامَةِ ، و ثَبَتَت رِجلاهُ بِطُمَأنينَةِ بَدَنِهِ فى قَرارِ الأَمنِ وَ الرّاحَةِ بِما استَعمَلَ قَلبَهُ ، و أَرضى رَبَّهُ . « 1 » عقلِ خود را زنده كرده و نفسِ خود را ميرانده است ؛ تا جايى كه درشتىهايش نازك و زمختىهايش لطيف گشته‌اند و برقى فروزان و تابناك ، برايش درخشيدن گرفته و راهش را روشن داشته و او را به راه در آورده است و درها ، او را به درِ سلامت و سراى اقامت كشانده‌اند و ثابت‌ْقدم و با كمال اطمينان ، در جايگاه امن و راحت ، به عوض آنچه دلش به كار برده و خدايش را خشنود ساخته ، جاى گرفته است .

--> ( 1 ) . نهج البلاغة : خطبه 220 ، بحار الأنوار : ج 69 ص 316 ح 34 .