محمد الريشهري

209

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

چون بهشتيان به بهشت درآيند ، خداى تبارك و تعالى به آنان مىفرمايد : " مىخواهيد چيزى برايتان بيفزايم ؟ " . مىگويند : آيا سيمايمان را سپيد نكردى ؟ آيا ما را به بهشت در نياوردى و از آتش ، رهايمان نساختى ؟ پس حجاب ، كنار مىرود و چيزى به‌آنها عطا نمىشود كه برايشان دوست‌داشتنىتر از نگريستن به وجه خداوند عز و جل باشد . پاسخ اين است كه بر فرض ، ادّعاى اهل حديث را مبنى بر صحّت احاديث ياد شده بپذيريم ، اوّلًا رؤيت در اين روايات ، قابليتِ انطباق با " رؤيت قلبى " با تفسير صحيحى كه از آن خواهد آمد ، دارند . ثانيا با توجّه به اين كه قرآن و برهان ، امكان رؤيت حسّى را رد كرده‌اند ، اگر روايتى قابل توجيه نباشد ، قطعا قابل قبول نيست . لذا امام رضا عليه السلام در پاسخ ابو قرّه كه از ايشان پرسيد : " آيا روايات [ مبنى بر رؤيت خدا ] را دروغ مىدانى ؟ " ، فرمود : إذا كانَتِ الرِّواياتُ مُخالِفَةً لِلقُرآنِ كَذَّبتُ بِها . « 1 » هنگامى كه روايات با قرآنْ مخالف باشند ، تكذيبشان مىكنم . همچنين استدلال به آيه : " وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ " ، بر امكان رؤيت حسّى صحيح نيست ؛ زيرا جمع ميان اين آيه و ساير آياتى كه دلالت بر عدم امكان رؤيت حسّى دارند ، مانند : " لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ " ، « 2 » گوياى آن است كه رؤيت حسّى مقصود نيست .

--> ( 1 ) التوحيد : ص 111 . ( 2 ) . انعام : آيه 103 .